كودكان‌ ازدواج‌ موقت‌"سرگردان‌ و بي‌ هويت‌

سال‌ها طول‌ كشيد تا پسر فهميد چرا هيچ‌ وقت‌ از پدرش‌ نشاني‌ در دست‌ ندارد. وقتي‌ بچه‌ بود مادرش‌ چند بار گفته‌ بود پدرت‌ رفته‌ پيش‌ خدا اما چند وقت‌ بعد كه‌ همكلاسي‌هايش‌ او را بچه‌ صيغه‌يي‌ خوانده‌ بودند تا ساعت‌ها چيزي‌ از اين‌ كلمه‌ نفهميد. آن‌ شب‌ كه‌ به‌ خانه‌ برگشت‌ مادرش‌ در تنهايي‌ و سرما در گوشه‌ اتاق‌ نشسته‌ بود.
پسرك‌ با همان‌ چهره‌ غمزده‌ و سرد با ابهام‌ گزنده‌يي‌ كه‌ از ناسزاي‌ آن‌ روز دوستانش‌ در دلش‌ نشست‌ كرده‌ بود وارد اتاق‌ شد و روبروي‌ مادر ايستاد. پيش‌ از آنكه‌ لب‌ به‌ حرف‌ زدن‌ باز كند، مادرش‌ فهميد كه‌ زخم‌ كهنه‌ سر باز كرده‌ است‌. فرصت‌ نكرد تا دستخوش‌ اضطراب‌ شود زيرا پسرش‌ ناگهان‌ و بدون‌ مقدمه‌ پرسيد:
مادر ,بچه‌ صيغه‌يي‌, يعني‌ چه‌?
مادر فرصت‌ نكرد فكر كند حتي‌ فرصت‌ نكرد تا جواب‌ پسرش‌ را بدهد. زيرا پسر با عصبانيت‌ دوباره‌ پرسيد:
مگر من‌ ,بچه‌صيغه‌يي‌,ام‌?
مادرش‌ فقط‌ به‌ چهره‌ زرد پسرش‌ نگاه‌ كرد. او مي‌دانست‌ كه‌ از امروز به‌ بعد پسرش‌ بايد متلك‌ها را بشنود، نيش‌هاي‌ سخت‌ و دردناك‌ را متحمل‌ شود و براي‌ هميشه‌ به‌ عنوان‌ موجودي‌ كه‌ پدرش‌ مشخا نيست‌ در جامعه‌ زندگي‌ كند.
ماجرا هر روز سخت‌تر مي‌شد. پسر از مدرسه‌ رفتن‌ پشيمان‌ شد. زيرا نمي‌توانست‌ فحش‌ها، تمسخرها و نيشخندهاي‌ بچه‌هاي‌ مدرسه‌ را تحمل‌ كند. چنين‌ بود كه‌ او يك‌ روز صبح‌ در حالي‌ كه‌ بسرعت‌ به‌ سوي‌ مدرسه‌ مي‌دويد ايستاد و پس‌ از چند لحظه‌ كشمكش‌ دردناك‌ از مدرسه‌ به‌ سوي‌ خانه‌ برگشت‌.
وقتي‌ مادرش‌ از او پرسيد چرا به‌ مدرسه‌ نمي‌رود، در جواب‌ مادرش‌ فقط‌ يك‌ جمله‌ پاسخ‌ داد:
,بچه‌ صيغه‌يي‌, كه‌ نبايد درس‌ بخواند.
او نمي‌دانست‌ كه‌ ,بچه‌ صيغه‌يي‌, نبايد شناسنامه‌ و دفترچه‌ بيمه‌ هم‌ بگيرد. زيرا روزي‌ كه‌ به‌ يكي‌ از شعبات‌ تامين‌ اجتماعي‌ رفت‌، مادرش‌ هم‌ در كنارش‌ بود. پس‌ از آنكه‌ همه‌ مدارك‌ را تهيه‌ كردند، مسوول‌ بيمه‌ به‌ آنها گفت‌ چون‌ شما فرزند ازدواج‌ موقت‌ هستيد نمي‌توانيد بيمه‌ شويد. آن‌ شب‌ به‌ خانه‌ برگشتند، پسر با مشت‌ به‌ جان‌ مادرش‌ افتاد. مادرش‌ سياه‌ و كبود شده‌ بود. همسايه‌ها ريختند و مادر نيمه‌ حال‌ را از زير دست‌ او بيرون‌ كشيدند. پسر بشدت‌ احساس‌ تنهايي‌ مي‌كرد. او به‌ اين‌ موضوع‌ فكر مي‌كرد كه‌ آيا خواهد توانست‌ جايگاهي‌ انساني‌ در جامعه‌ داشته‌ باشد? آيا جامعه‌ مي‌خواهد از او كه‌ بي‌ گناه‌ است‌ انتقام‌ بگيرد?! احساس‌ تنهايي‌ آن‌ روز تا آخر عمر توي‌ دل‌ او باقي‌ ماند.
???
اين‌ تنها گوشه‌يي‌ از سرنوشت‌ فرزند ناخواسته‌يي‌ است‌ كه‌ بر اؤر ازدواج‌ موقت‌ متولد و سپس‌ از سوي‌ پدر رها شده‌ است‌. مادر او كه‌ به‌ اميد داشتن‌ يك‌ سايه‌ سر، تن‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ داده‌ بود پس‌ از تولد فرزند نه‌ تنها همسرش‌ او را رها كرد بلكه‌ مصيبت‌هاي‌ فرزند نيز به‌ گردنش‌ افتاد. چرا?
غالب‌ زنان‌ كه‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ تن‌ مي‌دهند و ناخواسته‌ باردار مي‌شوند منتظر تولد بچه‌ نمي‌شوند و به‌ اقداماتي‌ براي‌ ساقط‌ كردن‌ جنين‌ دست‌ مي‌زنندأ با انواع‌ داروها و معجون‌هاي‌ سقط‌ جنين‌ و بالاخره‌ عمل‌ كورتاژ كه‌ بخاطر ممنوعيت‌ قانوني‌ توسط‌ افرادي‌ بي‌ مسووليت‌ و پول‌ دوست‌ در محيط‌هاي‌ غيربيمارستاني‌ يا بيمارستان‌هاي‌ غير بهداشتي‌ انجام‌ مي‌شود جان‌ مادر را بطور جدي‌ به‌ خطر مي‌اندازد. لابد فراموش‌ نكرده‌ايد مرگ‌ و ميري‌ را كه‌ چندي‌ پيش‌ در يكي‌ از بيمارستان‌هاي‌ تهران‌ اتفاق‌ افتاد و در آن‌ مادراني‌ بخاطر عمل‌ كورتاژ در محيط‌ غير بهداشتي‌ تلف‌ شدند. شايد آمار زير ابعاد فاجعه‌ را روشن‌تر نشان‌ دهد.
طبق‌ آمار رسمي‌ معاونت‌ پژوهشي‌ وزارت‌ بهداشت‌ و درمان‌ و آموزش‌ پزشكي‌ سالانه‌ 90 هزار نفر براي‌ از بين‌ بردن‌ جنين‌ به‌ بيمارستان‌ مراجعه‌ مي‌كنند و روزانه‌ 221 مورد سقط‌ جنين‌ عمدي‌ در كشور صورت‌ مي‌گيرد. به‌ عبارت‌ ديگر هر ساعت‌ 9 جنين‌ ساقط‌ مي‌شود.
قصد نداريم‌ ادعا كنيم‌ همه‌ اين‌ سقط‌ها مربوط‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌ اما اخبار غيررسمي‌ از اين‌ حقيقت‌ حكايت‌ دارد كه‌ سقط‌ جنين‌ يكي‌ از تبعات‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌. دليل‌ اين‌ نوع‌ رفتارها نيز روشن‌ نشدن‌ جايگاه‌ و حقوق‌ قانوني‌ فرزندان‌ ازدواج‌ موقت‌ و از زير بار مسووليت‌ فرزند خود شانه‌ خالي‌ كردن‌ مردان‌ در اين‌ ازدواج‌ها است‌.
يك‌ كارشناس‌ حقوقي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چون‌ ازدواج‌ موقت‌ ماهيتاص موقت‌ است‌ و يك‌ توافق‌ دايمي‌ نيست‌ معمولاص آقايان‌ دوست‌ ندارند فرزندي‌ به‌ دنيا بيايد. در صورت‌ بارداري‌ ناخواسته‌ در اين‌ ازدواج‌ها اكثرا قرباني‌ اول‌ زن‌ و قرباني‌ دوم‌ كودك‌ حاصل‌ از اين‌ پيوند است‌. مردان‌ معمولا راضي‌ نيستند خود را درگير فرزندي‌ كنند كه‌ از ازدواج‌ موقت‌ پديد مي‌آيد و غالبا اين‌ موضوع‌ را به‌ گردن‌ نمي‌گيرند. فاجعه‌ اين‌ امر به‌ وجود آمدن‌ مشكلات‌ روحي‌ براي‌ زن‌ و سپس‌ سقط‌ جنين‌ است‌. چون‌ بندرت‌ مادراني‌ هستند كه‌ فرزند ازدواج‌ موقت‌ را نگه‌ دارند و اگر هم‌ مادر چنين‌ كند، تعيين‌ هويت‌ و شناسنامه‌ يك‌ مشكل‌ است‌ و حضانت‌ و مخارج‌ آن‌ مشكل‌ ديگر حتي‌ در مواردي‌ كه‌ صيغه‌ نامه‌يي‌ موجود است‌ و فرزندي‌ شناسنامه‌ دارد باز اين‌ فرزند است‌ كه‌ قرباني‌ مي‌شود چون‌ مهلت‌ ازدواج‌ موقت‌ تمام‌ شده‌ و فرزند بايد تحت‌ سرپرستي‌ يكي‌ از والدين‌ باشد.
مشكلات‌ فرزندان‌ ازدواج‌ موقت‌
عمدتاص با گردن‌ نگرفتن‌ حضانت‌ كودك‌ توسط‌ مرد، اين‌ مسووليت‌ بر گردن‌ زن‌ مي‌افتد و فرزند بدون‌ سايه‌ پدر، بزرگ‌ مي‌شود. اگر زن‌ نتواند بنا بر دلايلي‌ فرزندش‌ را ساقط‌ كند نخستين‌ مشكلش‌ تهيه‌ شناسنامه‌ است‌. چون‌ پدران‌ از اين‌ موضوع‌ كه‌ اين‌ كودك‌ حاصل‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌ طفره‌ مي‌روند و اؤبات‌ اينكه‌ بچه‌ از اين‌ مرد است‌ براي‌ زن‌ بسيار مشكل‌ است‌. بنابراين‌ بچه‌ يا سرراهي‌ مي‌شود يا با كوهي‌ از ناراحتي‌ و مشكلات‌ زن‌ او را بزرگ‌ مي‌كند. حتي‌ اگر بتوانند شناسنامه‌يي‌ برايش‌ بگيرند بچه‌ در خانواده‌يي‌ غير معقول‌ و غير استاندارد بزرگ‌ مي‌شود كه‌ كوچكترين‌ نظارت‌ خانوادگي‌ و اجتماعي‌ بر او وجود نداردأ با كمبودها و نواقا روحي‌، رواني‌ و تربيتي‌ كه‌ بر آينده‌ او تاؤير بسزايي‌ دارد.
يك‌ كارشناس‌ حقوقي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ بچه‌هايي‌ از يك‌ طرف‌ از محبت‌ پدر و از طرف‌ ديگر از حقوق‌ قانوني‌ بخاطر معلوم‌ نبودن‌ پدرشان‌ محرومند در نتيجه‌ دچار ناراحتي‌هايي‌ مي‌شوند. بايد در نظر داشت‌ كه‌ بچه‌هاي‌ الان‌ نسبت‌ به‌ سابق‌ باهوش‌تر، با احساس‌تر و داراي‌ درك‌ بيشترند و بر همين‌ اساس‌ زودتر دچار حساسيت‌ و نهايتاص شورش‌ عليه‌ اجتماع‌ مي‌شوند. پايه‌هاي‌ بزه‌ اجتماعي‌ افسردگي‌، سرخوردگي‌ و احساس‌ حقارت‌، اعتياد و انواع‌ انحرافات‌ جرايم‌ و ناهنجاري‌هاي‌ اخلاقي‌ در كودك‌ ازدواج‌ موقت‌ زودتر شكل‌ مي‌گيرد. چه‌ بسا اين‌ كودكان‌ تا آخر عمر درگير فقري‌ وحشتناك‌ باشند.
مشكلات‌ ازدواج‌هاي‌ موقت‌ در بيشتر موارد مربوط‌ به‌ نقاها و ضعف‌هايي‌ در قانون‌ يا اجراي‌ آن‌ است‌. بي‌ترديد در حقوق‌ زن‌ و فرزند، قانون‌ از موقت‌ يا دايم‌ بودن‌ ازدواج‌ بحثي‌ نكرده‌ است‌ اما بعيد به‌ نظر مي‌رسد اين‌ مشكل‌ راه‌ چاره‌يي‌ نداشته‌ باشد. محمد پرتوي‌ كارشناس‌ مسائل‌ حقوقي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: حق‌ و حقوق‌ فرزند ازدواج‌ موقت‌ شبيه‌ حق‌ و حقوق‌ فرزند ازدواج‌ دايم‌ است‌. مشكل‌ اساسي‌ ناشي‌ از طفره‌ رفتن‌ پدران‌ اين‌ فرزندان‌ است‌ چون‌ اؤبات‌ اينكه‌ پدر اين‌ فرزند كيست‌ مشكل‌ مي‌نمايد. قانوناص كليه‌ حقوق‌ فرزند ازدواج‌ موقت‌ را بايد پدر بر عهده‌ بگيرد اما اين‌ قانون‌ ضمانت‌ اجرايي‌ ندارد. در بحث‌ اجراي‌ قانون‌ آنچه‌ بر عهده‌ زنان‌ است‌ پس‌ از صدور حكم‌ در دادگاه‌ها بلافاصله‌ اجرا مي‌شود اما آنچه‌ بر عهده‌ مردان‌ است‌ به‌ كندي‌ انجام‌ مي‌شود يا انجام‌ نمي‌شود. يكي‌ از انتقادات‌ كارشناسان‌ و حقوقدانان‌ اين‌ است‌ كه‌ در جامعه‌ ما بسياري‌ از قوانين‌ با حدت‌ و شدت‌ وضع‌ مي‌شود و حتي‌ براي‌ نقا قوانين‌ انواع‌ مجازات‌ها در نظر گرفته‌ مي‌شود اما نظارت‌هاي‌ لازم‌ وجود ندارد يا با انواع‌ تبصره‌ و بند و ماده‌ كمر
نگ‌ مي‌شود. نمونه‌ اين‌ انتقاد را مي‌توان‌ در دادگاه‌هاي‌ خانواده‌ يافت‌ كه‌ مثلاص زنان‌ مورد ستم‌ واقع‌ شده‌ يا مطلقه‌ براي‌ دريافت‌ مهريه‌ يا اجرت‌المثل‌ خود ماه‌ها و بلكه‌ سال‌ها دوندگي‌ مي‌كنند يا در مراحل‌ دادرسي‌ و اجرا با موانعي‌ عجيب‌ روبرو مي‌شوند و براي‌ از بين‌ بردن‌ آن‌ مجبورند به‌ هر خواسته‌يي‌ رضايت‌ دهند تا به‌ حق‌ قانوني‌ خود برسند. اين‌ كارشناس‌ معتقد است‌ درباره‌ مسائل‌ اجتماعي‌ مربوط‌ به‌ تبعات‌ ازدواج‌ موقت‌ نه‌ در قانون‌ كار شده‌ و نه‌ از لحاظ‌ فرهنگي‌ قانونگذار مي‌تواند براي‌ رفع‌ نواقا قانوني‌ و كاستن‌ از تبعات‌ منفي‌ كه‌ غالباص بخاطر طفره‌ رفتن‌ مردان‌ از مسووليت‌ فرزند ازدواج‌ موقت‌ به‌ وجود مي‌آيد آيين‌نامه‌هايي‌ تدوين‌ كند و تكليف‌ بيمه‌، هزينه‌ زندگي‌ و حضانت‌ يا حتي‌ تشخيا پدر چنين‌ فرزندي‌ را معين‌ كرده‌ و مسووليت‌ها را بر گردن‌ پدر قرار دهد. قانونگذار در قانون‌ بحث‌ نكرده‌ كه‌ منظور ازدواج‌ دايم‌ است‌ يا موقت‌ اما از تفسير قانون‌ چنين‌ استنباط‌ مي‌شود كه‌ منظور ازدواج‌ دايم‌ است‌ لذا يك‌ آيين‌نامه‌ يا طرحي‌ از سوي‌ مجلس‌ مي‌تواند مشكل‌ را حل‌ كند.
با رفع‌ نواقا قانوني‌ و حمايت‌ بيشتر از زناني‌ كه‌ به‌ هر دليل‌ مجبور به‌ ازدواج‌ موقت‌ مي‌شوند اگر هم‌ فرزند ناخواسته‌يي‌ به‌ وجود آيد و با اتكا به‌ پشتوانه‌هاي‌ قانوني‌ و اجتماعي‌ مي‌توان‌ فرصتي‌ ايجاد كرد كه‌ آنان‌ بتوانند آينده‌ خود و فرزند خود را تامين‌ كرده‌ و ديگر دچار آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌ و چالش‌هاي‌ ناشي‌ از آن‌ نشوند.

 

منبع: روزنامه اعتماد ۱ مرداد ۱۳۸۴

HOME