معضل فلسطینی

از اینا کیو رامنه Ignacio Ramonet

برگردان : نادر نوری زاده

 

به سوی انحطاط. احساس می شود،  رنچ و شکنج  وارده  بر فلسطینی ها، حمایت و پشتیبانی  هر چه بارزتر از این چنین حرکتی که  در خاور میانه بوجود آمده، و واکنشهای شدید دفاعی اسرائیل، خطری را بطور پیچیده  بر ملا می سازد که جهان را به سوی گردابی سوق می دهد. مقابله و رو در روئی  دو ملت، اسرائیلی و فلسطینی،  که درست یا نا درست، موجب ترس و وحشت این و یا آن می گردد، نمی تواند دوام داشته باشد. چرا که  این ترس از یک سو تشدید مکانیزم فشارها را باعث می شود و از سوی دیگر، مراجعه به خشونت توسط گروه های رادیکال.

 

تحقیقات نشان می دهد که در هر کمپ،  اکثریت این جوامع خواهان صلح هستند. البته،  تنفر و افراط گرائی نیز در هر کمپ خود را بارز می نماید. دو طرف  درگیر ، حالا دیگر، از «جنگ تا حد مرگ» و «نابودی کامل»  صحبت می کنند.

 

عدم شکست شبه نظامیان حزب الله لبنانی، در تابستان گذشته، در برابر ارتش اسرائیل ، و عدم پیروزی قوای نظامی آمریکائی در عراق در برابر جنگجویان، این امید را برای گروههای فلسطینی بوجود آورد که بر این باور بشوند تا خود را برای «جنگی مردمی و طولانی» آماده  نمایند. بعد از ربودن سرجوخه گیلاد شلیت (Gilad Shalit)  در 25 ژوئن (که هنوز هم دستگیر است ) این گروهها شلیک موشکها را به سمت (شهرهای) صدرو (Sderot)  و اشکلن  (Ashkelon)   افزایش داده اند. طی شش سال، شش نفر کشته شد. درطول همان مدت، تهاجم و فشار به سرزمینهای فلسطینی اشغال شده چهار هزار و پانصد نفرکشته به جای گذاشت.

 

ولی تهدید با موشکها، در بین بعضی از اسرائیلی ها، خواست و تمایل به انتقام گیری را مورد توجه قرار می دهد.  جناح «سخت» حاکمیت، که از انفعال بین المللی به شوق در آمده، به نظر می رسد برای مجازات کردن نا محدود ملتهای فلسطینی کارت سفید دریافت کرده باشد.

 

طی پنج ماه گذشته، بیش از چهارصد نفر، که نیمی از آنها مردم عادی هستند، توسط ارتش اسرائیل کشته شده اند، و این ارتش هیچ ابائی از این کار ندارد. ارتشی ها ، سوم نوامبر، حتی برای کشتار زنان غیر مسلح  در بیت حنون هیچگونه تاملی از خود نشان نداده اند. درهمین شهر، پنح روز بعد، بیست نفر غیر نظامی از جمله تعدادی بچه توسط تانکهای اسرائیلی گشته شده اند.

 

این جنایت – به گفته مقامات اسرائیلی نتیجه  یک «اشتباه کاری» - افکار عمومی را در سراسر جهان بر انگیخت. و موجب شد تا مجمع عمومی سازمان ملل  تحت  فشار فرانسه قطعنامه ای (با 156 رای علیه 7) صادر کند که خواستار پایان دادن به حملات اسرائیلی ها در غزه ، و قطع تمامی عملیات تهاجمی آنها بشود.

 

هنوز خیلی فاصله داریم. دولت اهود اولمر اخیرآ، علیرغم استعفای جسورانه وزیر فرهنگ اوفیر پینز- پاز از حزب کارگر - از پذیرش آقای اویدر لیبرمن،  رئیس حزب افراطی بیت نو اسرائیل «اسرائیل خانه ی ما»، که اعضای آن اساسآ مهاجرینی هستند که از  شوروی سابق آمده اند و غالبآ به ضد خارجی متهم شده اند،  در دولت خود برای مقام معاونت نخست وزیری و مسئول پرونده «تهدید های استراتژیکی» ابائی نداشته است. 

 

ورود آقای لیبرمن در دولتی بی برنامه و تلاش برای بکارگیری صوری ارتش، بیانگر خطری است برای کل منطقه. این خطر، در جایگاه نخست  برای  خود  اسرائیل  و مردم آن کشور می باشد. در رسانه های بزرگ اروپائی، به حد کافی، از ورود سایر افراطیون در دولت ائتلافی، بیش از حد معمول، تاکید نشده است.

 

روزنامه های  مشهور اسرائیلی، همانند هارتز سریعآ اعلان خطر کرده اند : «انتخاب مقامی به غایت غیر مسئول و بی محتوا برای کسب پست وزارت تهدیدات استراتژیکی، به نوبه خود، یک تهدید استراتژیکی محسوب می شود. نبود مدرنیته در وجود آقای لیبرمن و اظهارات غیر معقول آن – که فقط با سخنان رئیس جمهور ایران قابل مقایسه اند- خطری را در بر دارد که ایجاد یک نا بسامانی در تمامی منطقه می نماید »    

 

در مورد سیاست شناسی اسرائیلی، زیو استرن هل (Zeev Sternhell) ، تاریخ شناس  فاشیزم اروپائی بسیار روشن گفته است : به نظر ایشان، آقای لیبرمن شاید « پر خطرترین فرد سیاسی تاریخ اسرائیل باشد »، چرا که او نماینده « ناسیونالیزم، اتوریتاریزم و آمیخته به ذهنیت استبدادی» است.

 

وضعیت و شرایط (جهانی) ، کاملآ متناقض، نیز میزان خطر را بالا می برد. شکست اخیر انتخاباتی آقای جورج دبلیو بوش و اقرار به شکست نظامی در عراق می تواند سیاست آمریکا را در این منطقه تغییر دهد. به نظر می رسد (علیرغم اتهاماتی که بعد از قتل اخیر پیر جمایل بر دمشق سنگینی می کند)  تا کنون، تماسهائی با سوریه  گرفته شده باشد. و حتی با تهران، از جمله اینکه اگر واشنگتن بخواهد از منجلاب عراق موفق بیرون برود، این تماسها می توانند تصمیماتی را به منصه ظهور بگذارند. در فلسطین، نهایتآ، به نظر می رسد که چشم انداز یک دولت وحدت ملی خود را بارز می کند.

 

در اسرائیل، برای آنها ئیکه – مثل آقای لیبرمن و دوستانش – که دارند بر روی درگیری و بر تری قدرت شرط بندی می کنند، هیچیک از اینها اقدامی  به حساب نمی آیند. از طرف آنها یک حرکت غیر مسئولانه نادیده گرفته نخواهد شد. به خوبی احساس می شود که در اجماع بین المللی زره زره یک واقعیتی خودش را تحمیل می کند : بدون خروج فلسطینی ها از معضل شان هیچ صلحی در منطقه وجود نخواهد داشت.        

 

HOME