جنگ جهانی در پیش

Der kommende Weltkrieg

آتش بس در لبنان طرح ریزی حمله به ایران را متوقف نساخت!

 Jürgen Elsässer
Jungewelt Oktober2006
برگردان ناهید جعفرپور
بخش اول

 

دولت آنگلا مرکل اعلام نمود که تصمیم گرفته شده از سوی مجلس آلمان مبنی بر استقرار ارتش آلمان در لبنان چه به لحاظ برنامه ای و چه زمانی محدود می باشد. با وجود اینکه منطقه میان نوارغزه و خلیج فارس در آتش قرار دارد اما نخست وزیر آلمان با خوشحالی اعلام می کند که: "در خاورمیانه آتش بس برقرار شده است". همچنین وزیر خارجه آلمان والتر اشتاین مایر اعلام می کند که : "من مطمئنم که در آینده اروپا فاکتوری است برای صلح،  همچنین در خاورمیانه".

به واقع هم حمله اسرائیل به لبنان تنها پیش درآمدی بود برای قتل عامی گسترده ترـ در هر حال این خود خواست و تصمیم طراحان جنگ در واشنگتن است.

سیمور هرش ژورنالیست آمریکائی  که شکنجه گاه های زندان ابوقریب را افشا نمود ، بعد از مصاحبه های فراوان با سیاستمداران و سران ارتش آمریکا توجه همه را به این مسئله جلب می کند که حمله اسرائیل به لبنان بعنوان انعکاس آینه ایست برای آنچه که آمریکا برای ایران خواب دیده است.1


به هر رو این آخرین نمایش ناموفق ماند و با وجود شدت حمله های هوائی، حزب الله از لحاظ نظامی ضعیف نگشت. از سوی دیگراما این شکست ، جنگ طلبان پنتاگون را هم ناامید و دلسرد نکرد. بر خلاف سخنان هرش برخی از افسران بخش فرماندهی نیروی نظامی آمریکا اعلام ناراحتی نموده بودند که دیوان سالاری بوش  این جنگ بمب ها را بیش از قد و قواره اش  ارزش گذاری نموده بود. هرش می نویسد:" زمانی که دود ها محو شدند آنها ادعا خواهند نمود که این جنگ یک موفقیت بوده است و آنها برای حمله به ایران ازقوت و قدرت کافی برخوردارند.

در هر حال تدارکات برای حمله به ایران در حال انجامند. تنها سئوال در این است که چه کسی قدم بعدی را بر می دارد. اواخر اوت اورشلیم پست گزارش داد که :" مقامات ارشد دولت اسرائیل وضعیت را درست بمانند 30 سال پیش می بینند. یعنی زمانی که جهان تلاش نمود هیتلر را آرام کند. حال اسرائیل باید خود دست بکار شود تا بتواند بدینوسیله حداقل روند برنامه اتمی ایران را آهسته تر سازد".

اوائل سپتامبر یاکوب اردی وزیر اسرائیل اعلام نمود که حمله نظامی بر علیه ایران حتمی است. وی همچنین گفت که این تصمیم حتما در مدت زمان ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش به اجرا درخواهد آمد. هفته گذشته اورشلیم پست از قول یکی از افسران ارشد اسرائیل اعلام نمود که فرماندهی ارتش اسرائیل از زمان آغاز آتش بس در لبنان مرکز ثقل طرح های خویش را بر روی ایران متمرکز نموده است. برگشت میشائیل لدن یکی از خشن ترین ماموران امنیتی ارتش آمریکا در شرایط فعلی به مفهوم گسترده شدن جنگ در خاورمیانه است.  ایدن می نویسد:" حتی اگر اسرائیل می توانست حمله ای استثنائی را در لبنان انجام دهد و تمامی تروریست های حزب الله را بقتل رساند باز هم این به مفهوم یک وقت کشی بود".

اسرائیل نمی تواند تنها حزب الله هی را که در لبنان می جنگد نابود کند  همانطور که ما هم نتوانستیم با جنگمان افغانستان و عراق را تغییر دهیم. برای از بین بردن حزب الله احتیاج به تغییر رژیم در دمشق است. امنیت در عراق و افغانستان احتیاج به تغییر رژیم در دمشق و ایران دارد. لبنان، غزه، عراق و افغانستان جنگ هائی جدا از هم نیستند. 2  
چگونه می توان از جنگی منطقه ای صحبت نمود در حالیکه دامنه جبهه اش در حدود 4000 کیلومتر از دریای میانه تا پای هیمالیا کشیده می شود؟

خشن ترین فراکسیون دیوان سالاری آمریکا یعنی نئوکونس در زمان رئیس جمهور بوش روز به روز قدرت بیشتری گرفت و برنامه دمکراتیزه کردن کل جهان را از طریق جنگ های کنونی فرموله نمود.(صحفه 11 پائین)

بله از زمان صعود مشکلات عراق تا جنگ لبنان ستاره کاخ سفید در حال سقوط بود تا اینکه حملات اسرائیل شروع شد. " پایان انقلاب بوش" اسم مقاله است که در ماه یولی و اوت در پرنفوذ ترین نشریه استراتژیکی "فوریگن آفرس" چاپ شده بود. در این مقاله آمده است که :" در حالیکه بوش در احساس خوش انقلاب خود بسر می برد اما این انقلاب مدتهاست که به پایان رسیده است". یک چنین مقاله ای هم در روزنامه تایمزشماره 17 یولی آمده است. در آنجا نوشته شده که "پایان دیپلماسی کابوئی" است . همچنین یکی از روئسای نئوکونس یعنی ویلیام کریستول در ماه مه 2006 در مجله اش " د ـ  وکلی  استاندارد" شکایت دارد که بسیاری در دولت  آمریکا دیگر به دکترین بوش اعتقاد ی ندارند و برای اجرای آن تلاش نمی کنند".   
نئوکونس ها برای اینکه برنامه بوش را نجات دهند آس اسرائیل را رو کردند. استپان اسنیگوسکی سیاست دان آمریکائی می گوید:"اما جنگ لبنان بی توجه به پایانش یک " وین وین سیتویشن" رابرای مقاصد بعدی تصویر نمود.موفقیت اسرائیل دعوتی می بود برای خاتمه دادن به مشکل ایران ضعیف شده  و شکست اسرائیل خط تاکید بر تهدید مستقیمی کشید که ایران و اسلامی های رادیکال شکل داده اند".
 اورشلیم ازسال 2000 خود را برای جنگ لبنان آماده کرده بود. اما تصمیم برای حمله آنطور که بنظر می رسد همین اواخر گرفته شد. در زمان تدارک این جنگ اشتباهات بسیاری از سوی ارتش اسرائیل رخ داد که بدنبال خود موجی از اعتراضات بر  علیه فرماندهان ارتش را بدنبال داشت. مثلا تاریخ شروع حملات می بایست 17 و 18 یونی باشد درست زمانی که انستیتوی " آمریکن  انترپرایز" یکی از چهره های معروف نئوکونس ها را به یک کنفرانس در کلورادو دعوت نمود.در آنجا دیک شنری از جمله کسانی که ملاقات نمود نخست وزیر اسبق و چهره معروف حزب لیکود یعنی بنیامین نتانجاهو بود. مسلما برای حمله به لبنان توجیهاتی هم طرح ریزی شده بود اما دقیقا ربوده شدن دو سرباز اسرائیلی  توسط حزب الله توجیه بسیار خوبی برای حمله بود. امین هوتایت ژنرال اسبق ارتش لبنان که در سال 2000 مسئول تعیین خط آبی میان لبنان و اسرائیل بود ادعا کرده است که سربازان در مناطق زیر نفوذ دولت لبنان اسیر شده اند. در واقع در جاده ای که 120 کیلومتر درون خاک لبنان قرار دارد. وی در مصاحبه با روزنامه یومیه گاردین می گوید :" در آنجا هیچگونه سیم خارداری یا علامتی وجود ندارد و حزب الله هم آنها را داخل مرز لبنان دستگیر نموده است و به هیچ وجه از مرزهای اسرائیل گذر ننموده است. آن منطقه منطقه ای غیر مسکونی و جنگلی است که تنها به درد سربازان حزب الله می خورد. البته ما آن جاده را هم اکنون بسته ایم".

از همان آغاز واشنگتن برای پیشبرد اهدافش از اسرائیل استفاده نمود. رسانه های اسرائیلی نوشته اند که آمریکائی ها از اسرائیل خواستند که حملات هوائی اش را تا کشور همسایه لبنان یعنی سوریه گسترش دهد. 3

 آوی پریمور سفیر اسبق اسرائیل در برلین در پروتکلش یک چنین مشاهده مشابهی را ارائه داده است و گفته است که این آمریکائیها بودند که از مذاکرات اسرائیل برسر بلندی های گولان جلوگیری کردند. زیرا که آنها سوریه را می خواهند ایزوله کنند و رژیم اسد را سرنگون کنند. 4

 در تاریخ 28 یولی بوش اعلام نمود که ملاقاتی با بلیر نخست وزیر بریتانیا خواهد داشت: موضوع دیگر بر سر لبنان نیست. (......) من فکر می کنم حزب الله زیر پوشش ایران است".وزیر امور خارجه آمریکا خانم ریس قبل از این مذاکره اعلام نموده بود که جنگ لبنان و اسرائیل درد های زایمان یک خاورمیانه جدید است. کریستول در روزنامه " ویکلی استاندارد در مقاله ای تحت نام " این جنگ ماست" می نویسد:" که آمریکا باید بر علیه خشونت اتمی ایران وارد عمل نظامی شود. وی می نویسد برای چه باید منتظر نشست؟ بلکه باید با یک حمله نظامی تاسیسات نظامی ایران را از بین برد. جان پودهورتز پسر نئوکونس معروف نورمن پودهورتز این سکوت آمریکا را به باد انتقاد گرفته و می گوید که آمریکا و اسرائیل باید در این جنگ ضد ترور کوشا تر باشند. وی در ادامه می گوید :" آیا می توان در جنگی برنده شد زمانی که یکی از طرفین جنگ این چنین خودش را محدود می کند؟ ". وی در آخر می گوید آیا آمریکا و بریتانیا می توانستند در جنگ جهانی دوم پیروز شوند اگر این دو کشور حاضر نبودند درسدنر را بمب باران کنند و یا روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتم بیاندازند؟".5

 
این منطق مسلما از مغز دیوانه ها و جانی ها بیرون می آید و نظر تنها یک نفر هم نیست. خود رئیس جمهور آمریکا هم این چنین می اندیشد. برای اثبات این ادعا به نامه ژنرال ارشد آمریکا به کاخ سفید در بهار 2006 نگاه می کنیم. در این نامه آمده است که :" آنها بر علیه فرمانده کل شان که می خواهد در صورت حمله به ایران از تسلیحات اتمی استفاده کند اعتراض می نمودند و تهدید به عدم اجرای این دستور کردند". پودهورتز در اینجا می گوید در صورت یک هیروشیمای دوم و یا درسدنر دوم کسانی که به آنها حمله می شود هم پاسخ را با حمله متقابل می دهند. در اینجا نقش حزب الله بسیار مهم است. مهمترین ارتش آمریکا در خاورمیانه یعنی ارتش اسرائیل اینبار بشدت مورد حمله قرار می گیرد بخصوص این بار تل آوید مرکز حمله خواهد بود و این خود دلیل خشونت اسرائیل است ".

با وجود هفته ها حملات شدید اسرائیل اما سازمان های زیر زمینی خنثی نشدند. انهدام غالب جاده ها و پل ها های مسیر سوریه توانست نیروی آنها را ضعیف کند. اگر که لشگر اتحادیه اروپا مرزهای لبنان را کنترل کنند تا از قاچاق اسلحه از راه های آبی جلوگیری شود آنزمان امکانات دیگر هم قطع خواهد شد. از همه مهمتر جلوی یک کار باید گرفته شود و آنهم این است که رهبری ایران هنوز بهترین اسلحه اش را رو نکرده است. برای این کار حزب الله به اندازه کافی مورد اعتماد ایران نیست. اما در صورت حمله آمریکا به ایران از آن استفاده می کند و دقیقا ارتش آلمان و سایر کشور های اتحادیه اروپا این وظیفه را دارند که از آن جلوگیری کنند. قطعنامه 1701 به آنها این اجازه را می دهد که این کار را کنند و ارتش آنها را بطوری اتوماتیک شریک ارتش آمریکا در جبهه جنوب در جنگ آینده می سازد. در این صورت پس کسی دیگر نباید از اینکه حزب الله مقابله به مثل می کند شکایت نماید. ادامه دارد.........