عباس علمدار است

شهاب – اتریش

16.11.2006

shahabaustria@hotmail.com

 

بعد از راه اندازی سایت شهرزاد نیوز با 15 میلیون یورو بودجه دریافت شده از طرف مینا سعدادی عضو هیئت تحریریه نشریه کار ارگان باند آقای عباس توکل موسوم به اقلیت، اینک نوبت به ارائه دستاوردهای دیگر ملاقاتهای خانم مینا سعدادی و آقای عباس صیاح روشن ضمیر با خاتمی تروریست و دیگر جانیان رژیم فاشیستی ایران میرسد.

باند عباس توکل در کنار تقویت خط موسوم به من و پالتاک اقدام به ترور شخصیت، برچسب زنی، انگ زدن، طرح اتهامات ناراوا، جنگ روانی سازماندهی شده، تلاش برای حذف سیاسی، اقدام جهت حذف فیزیکی، بکار گیری چماقداران و قمه کشان نیز نمود.

در طول4 سال  سال گذشته نه تنها سرکوب سیتماتیک از سوی باند اقلیت را شاهد بودیم، بلکه همراهی بخش بزرگی از نیروهای چپ را با ماموران وزارت اطلاعات رژیم را نیز تجربه کریم.

 

هر چند این تجربه تلخ بود اما از طرف دیگر دارای نکات مثبتی هم بود.

 این تجربه نشان داد که چه براحتی رژیم میتواند با به جلو فرستادن یک مهره بنام عباس صیاح روشن ضمیر نیروهای  مدعی دفاع از زحمتکشان و کارگران را بدنبال خود بکشاند وآنان را ببازی بگیرد و حتی برای حذف نیروهای مخالف تمامیت رژیم جمهوری اسلامی بکارگیرد.

 

چند ماه قبل هنگامیکه نگارنده به حضور باند وزارت اطلاعات موسوم به من و پالتاک در درون گروه تدارک فوروم اجتماعی ایران  اعتراض کرد رفقائی برخوردهائی کردند که اینک جای آن دارد که بخود انتقاد کنند. این انتقاد نتها شامل این دوستان نیست بلکه شامل آنانی هم که در فعالیتهای این مزدوران آگاهانه و یا ناآگاهانه سهیم بودند و به طرق مختلف از  مزدور عباس صیاح روشن ضمیر و مینا سعدادی حمایت کردند نیز میشود.

 

گذشته از افرادی که با اینان بهمکاری پرداختند متاسفانه شاهد آن بودیم که سازمانها و تشکلات باصطلاح رادیکال و انقلابی هم بدنبال این ماموران رژیم فاشیست مذهبی براه افتادند.

جدای از باند موسوم به اقلیت که بصورت سیتماتیک بهمکاری با عباس صیاح روشن ضمیر پرداخت نیروهای دیگر هم  در این میان سعی بر آن داشتند که در نزدیک شدن به این خود فروخته از هم سبقت بگیرند و در پاشیدن خاک به چشم مردم در زنجیر ایران او را یاری بخشند.

 

زمانی که نگارنده کنفرانس اسلو و گران قناری را افشاء کرد رفقای عزیزی  بودند که با دیده شک به این موضوع نظر انداختند، رفقائی هم نوشتند که احساسی برخورد میکند.

 برخورد اما نه احساسی بود و نه بی منطق.

نگارنده  واقعیت هائی را میدید و به روابط پشت پردهای پی برده بود که درکش برای رفقای متوهم مشکل بود ویا مایل به قبول و دیدن  آنها نبودند.

 

 هنگامیکه توطئه دیگر عباس صیاح روشن ضمیر برای مخدوش نمودن نام چریک فدائی خلق تحت عنوان سازمان جوانان مسلح آغاز شد دیر باوران باز هم گفته های نگارنده  را نخواستند که قبول کنند.

 

هنگامیکه از روی دلسوزی به مسئولین تشکل چریکهای فدائی خلق بخصوص آقای فولاد اعتراض کردم که چرا تشکل شما با ماموران وزارت اطلاعات همکاری میکنند؟ چرا کنفرانس نروژ و اسپانیا ( گران قناری ) را براه انداختند؟ چرا نماینده تشکل 19 بهمن در اسلو به ایجاد روابط پنهانی  و تلاش برای نزدیک شدن به مزدوران پرداخته ؟ جه عگس العملی را نشان دادند؟

اینان با برخورد غیر رفیقانه صدای نگارنده را خاموش کردند و به توجیح اعمال خود پرداختند. 

هنگامیکه فریاد بر میاوردم که چرا فعالین این تشکل بنام کار سیاسی رادیکال بدنبال افتضاحات شخصی خود هستند کسی نخواست که صدای را بشنود و نهایتا نگارنده را به بریدن سر تهدید کردند.

 غافل از اینگه گر من ز سر بریده میترسیدم در مجلس عاشقان نمیرقصیدم.

 

هنگامیکه در وین عوامل این باند در خانه فرهنگ وین بی شرمانه پادوئی رژیم را میکنند و حتی اقدام بفروش تقویم با عکس خمینی و خامنه ای نمودند  و مورد اعتراض تشکل کمیته بین المللی نجات ایرانیان قرار گرفتند  باز هم کسی و یا نیروئی حمایت نکرد زیرا نمیخواستند که این حقیقت را بپذیرند که این باند در راه رژیم قدم بر میدارد. نمیخواستند بپذیرند که با یک مشت واداده و سرخورده مواجه اند. نخواستند بپذیرند که همصدا و همگام شدن با ماموران رژیم ثمری بجز شرمساری برای آنان ببار نخواهد آورد.

 

حتی رادیکال ترین نیروها در وین انتقاد کردند که چرا در اطلاعیه نوشته اید که اینان دوستداران رژیم ملایان ایران هستند. حتی خواستند که ما در این مورد اطلاعیه  توضیحی صادر کنیم و بنویسیم که منظور ما آقای نماینده باند اقلیت در وین نبوده. در جواب خیلی خلاصه عرضه شد اگر این حضرات با این نوشته مخالفتی دارند کتباً آنرا اعلام کنند و صریحاً بفرمایند که، اگر کسی که عکس خمینی را اینجا بفروش میرساند دوستدار ملایان نیست پس چه رابطه ای با ملایان ایران دارند که عکسشان را میفروشند؟

 

اینک نیز پس از ملاقاتهای خانم مینا سعدادی و عباس صیاح روشن ضمیر با خاتمی و خرازی و دیگر پایوران رژیم جمهوری اسلامی در تونس  و با تائید دولت هلند و رژیم ایران 15 میلیون یورو بابت راه اندازی تارنمای شهرزادنیوز سرمایه گذاری شده و سایت دخترک که زیر مجموعه سایت من و پالتاک بود یکشبه تبدیل به بنیاد میشود البته از نوع تک نفره .

 

 اما ماجرا به همین جا خنم نمیشود.

راه اندازی رادیو و تلویزیون در برنامه کار باند آقای توکل قرار داشته و آنطور که نزدیکان به ایشان اظهار داشتند این موضوع را هم در جلسه مقدماتی پلنوم دهم اقلیت نیز از طرف ایشان عنوان شده بوده . حتی مطرح کرده بوده که بودجه آنرا تامین نموده است . اینکه از کجا و چطور هزینه آن را تامین کرده را ایشان بی پاسخ گذاشته بوده.

 

نزدیکان به آقای توکل اظهار میدارند که ایشان ظاهرا! در چند مدت اخیر خود را به آقای حسین ظهری معروف به بهرام که هم اینک از طرف دادستانی فرانسه بعلت کلاهبرداری تحت تعقیب است نزدیک کرده و ایشان هم قول مساعد داده که از پولهای غارت شده مردم ایران ، مردم بوسنی هرزگوین و دلالی اسلحه و معاملات با رژیم ایران هزینه رادیو تلویزیون آقای توکل را تامین کند.

 

به گفته این آگاهان هدف آقای بهرام از این عمل طرح این مسئله در نزد دادستانی فرانسه است که خود را فعال سیاسی نشان دهد تا بتواند اعمال و معاملات خود با رژیم ایران را توجیه کند.

و اکنون به یمن کمکهای مالی انجام شده خبر از راه اندازی شبکه رادیوئی باند آقای توکل رسیده .

 جهت اطلاع میتوانید به این سایت مراجعه کنید:

www.radioshora.org

 

از نظر نگارنده این افتضاحات سیاسی میتواند درس خوبی هم برای خلقهای در زنجیر ایران باش و هم برای نیروهای انقلابی راستین که به یاوه گوئیهای این نیروهای دروغین توجه ای نکنند و مبارزات خود را بدون اتکاء به مدافعین دروغین به پیش برند.