راه
رسیدن به صلح
در خاورمیانه
هیچ
مسئله ای تا
به امروز چون
مسئله موضع گیری
در باره
خاورمیانه در
میان چپ ها
این همه بحث
انگیز نبوده
است.
Linksruck
برگردان
ناهید
جعفرپور
بخش
یکم
کسانی
که اختلافات
میان یهودی ها
و مسلمانان
خاورمیانه را
بعنوان
اختلافات حل
نشدنی و "
ابدی" تحلیل
می کنند در
اشتباه بسر می
برند. برعکس.
تعقیب
یهودیان بنام
مسیحیت از
زمان های قدیم
هیچ نمونه
مشابه ای در
جهان اسلام
نداشته است.
البته در
فاصله بیش از 1300
سال زندگی
مشترک میان
مسلمانان و
یهودیان در
مناسبات آنان
تشنجاتی هم
وجود داشته
است اما هیچ
گاه تاریخ
طولانی تعقیب
چون آنچه که
ما در اروپای
مسیحی از زمان
جنگ های
صلیبی می
شناسیم
وجود نداشته
است. در قرن 19
بموازات
امپریالیسم
صنعتی مدرن
تمایلات راسیستی
و ضدیهودیت
توانست در طول
این سال های
طولانی باعث
استثمار و
فشار و راندن
یهودی ها شود.
در مقابل این
مسئله بعنوان
عکس العمل اواخر
قرن 19 جنبشی
برای ایجاد
دولت ملی
یهودی به وجود
آمد که بنیان
گذاران آن این
جنبش را جنبش
صیهونیسم نام
نهادند. در 50
سال اول جنبش
صیهونیسم تا
سال 1930 چیزی در
حدود 120000 نفر
یهودی از این
جنبش پیروی
نموده و به
فلسطین مهاجرت
نمودند.این
تعداد یهودی
آن چنان
تعدادی نبودند
که بتوانند یک
دولت خالص ملی
یهودی را به
وجود آورند.
تعقیب یهودی
ها توسط
نازیسم و جنایت
های وحشیانه
نازیسم نسبت
به یهودیان موقعییت
یهودیان را از
اساس تغییر
داد. در فاصله 1931
و 1946 بیش از نیم
میلیون
یهودی از خطر
هلوکاست جان
بدر کرده و
زنده ماندند.
بسیاری از این
یهودیان بخاطر
اعتقاد به
صیهونیسم
نبود که به
فلسطین
مهاجرت
نمودند. بلکه
آنها بیشتر
ترجیح می
دادند که از
اروپا به
آمریکا بروند
اما در آنجا
در ها بروی
بسیاری بسته
بود. در جهانی
که بسیاری از
یهودیان از سوی
هیچ کشوری
بخاطر
ماشین
مرگبار نازیسم
پشتیبانی نمی
شدند، بسیاری
از یهودیان مهاجرت
به فلسطین را
تنها راه نجات
و امیدی تازه
می دانستند.
اما
بجای اینکه به
آرامش و صلح
برسند در
خاورمیانه در
ستیزی تند و
تیز با مردم
اقوام عرب درافتادند.
زیرا طرح
صیهونیستی شهرک
های مهاجرین
از همان ابتدا
مسلمانان را
از این پروژه
خارج ساخت و
بجای آن به
طرد آنان پرداخت
تا بدینوسیله
بتواند یک
دولت ملی خالص
یهودی به وجود
آورد. سازمان
های صیهونیسم
از بزرگ زمین
داران عربی تا
می توانستند
زمین خریداری
نمودند. به
این ترتیب
زمین داران خرد
و کارگران
کشاورزی و
بومیان مجبور
شدند زمین ها
و خانه و
کاشانه خویش
را ترک
نمایند.
1948
شبه نظامیان
صیهونیسم قتل
عامی را میان
دهکده نشینان
فلسطینی براه
انداختند و
بزرگترین و
وحشیانه ترین
کشتار را در
دهکده دیر
یاسین
انجام دادند
بطوری که موجی
از دهکده نشینان
آواره و فراری
شدند. به این
صورت 750000
فلسطینی در
وحشت و ترس
خانه و کاشانه
خود را ترک
نمودند. بدین
طریق مهاجرین
یهودی بی
تفاوت از
اینکه برای چه
به آن منطقه
مهاجرت نموده
بودند در نزاعی
غیر قابل گذشت
با ساکنین عرب
آن منطقه قرار
گرفتند.
منطقه
مهاجر نشین فلسطین
شکلی از
استعمارخشونت
بار را بخود
گرفت و
مناسباتی
متضاد را با
قدرت
استعماری
بریتانیائی
که از زمان
فروپاشی
فرمانروائی
عثمانی آن
منطقه را
کنترل می نمود
پیدا نمود.
اولین
انتفاذه
فلسطینی در
سال 1936 تا 1939 توسط
ارتش
بریتانیا که
در ائتلاف با
شبه نظامیان صیهونیسم
بود به خاک و
خون کشیده شد.
وینستون چرچیل
در رابطه با
راندن
فلسطینی ها از
سوی مهاجرین
صیهونیسم در
مقابل به
اصطلاح
کمیسیون تحقیق
پل که خود را
با متد های
خشونت بار
مشغول می ساخت
گفت :
"
من این عقیده
را ندارم که
سگ در
کنارآبشخورحق
غیر قابل
برگشت به این
آبشخور دارد
حتی اگر که
این سگ مدت
های مدید در
کنار این
آبشخور بوده
باشد. من این
حق را از او
قبول نمی کنم.
من برای مثال
همچنین قبول نمی
کنم که به
سرخپوستان
شمال آمریکا و
یا سیاهان
استرالیا بی
عدالتی بزرگی
شده باشد. من
قبول نمی کنم
که به این
انسانها نا حقی
شده است زیرا
که یک نژاد
قوی ترو یک
نژاد برتر و
یک نژاد
دنیادیده
ترآمده است و
جای او را گرفته
است".
در
این رابطه
منافع
امپریالیسم
بریتانیا و مهاجرین
صیهونیسم به
هیچ وجه
همسان نبود.
زمانی که
امکان ساختن
دولتی ملی
بنام اسرائیل
بعد از جنگ
جهانی دوم
تقریبا در حال
تحقق بود
تشنجات آغاز
شدند. در
حالیکه ارتش
بریتانیا
تلاش می کرد
مهاجرین
یهودی را بلوکه
نماید جنبش
صیهونیستی در
فلسطین به یک کارزار
تروریستی روی
آورد که
همچنین قدرت
اشغال گر
بریتانیائی
را هم مورد
هدف قرارداد.
در یک آکسیون
تروریستی که
توسط یکی از
شبه نظامیان
صیهونیسم در
تابستان 1946 در
کینگ داوید هتل
در اورشلیم
انجام
گرفت طبق
گزارشات رسمی
91 نفر کشته
شدند که 28
نفرشان
بریتانیائی
بودند و غالب
آنها از
افسران ارتش
بریتانیا و
همچنین 41 عرب و 17
یهودی در بین
کشته شدگان
قرار داشت.
تمامی
سیاستمداران
مشهوری که
دولت اسرائیل
را بعد از
تاسیسش در سال
1948 رهبری می
کردند از سوی
مقامات
بریتانیائی به خاطر
تروریسم به
حکم زندان
طولانی مدت محکوم
شده بودند.
بعد
از تاسیس دولت
اسرائیل این
دولت و سیاستمدارانش
متحدین
بسیارقابل
اعتماد
آمریکای سلطه
گرشدند. در
اختلافات بر سر
کنترل منطقه
نفت خیز
بسیاری از
دولت های عربی
و همچنین
ایران از نظر
آمریکا بعنوان
غیر قابل اعتماد
و بی ثبات
شناخته شد. بسیاری
از رژیم های
عربی و هم
چنین پادشاه
ایران برای
اینکه حکومت
های خود را
امنیت بخشند وارد
ائتلاف و
همکاری با
آمریکا شدند.
این مسئله باعث
شد تا این
رژیم ها در
میان مردم خود
چهره محبوبی
نداشته باشند.
بنا
بر این در این
بستر و در این
کشور ها در
ابتدا
ناسیونالیسم
عربی واز سال
های 70 هر چه
بیشتر
اعتراضات
اسلامی رشد
نمود .
اسرائیل هم در
مقابل کاملا
با آمریکا
متحد گردید و
ارتشش با کمک
های نظامی
آمریکا به یکی
از قوی ترین
قدرت های
نظامی جهان
تبدیل گردید
که امروز
تمامی
خاورمیانه را
با قدرت
تسلیحات اتمی
اش تهدید می
نماید.
از
آن زمان تمامی
تلاش ها برای
یک صلحی مداوم
با گسترش
استعمار
مسدود شد.
برای اینکه
قدرت و امکان
زندگی دولت
اسرائیل را که
بر مبنای
محروم سازی
مردم مسلمان
اقوام عرب
برقرار بود
گسترش دهند،
دولت های
مختلف
همچنین بعد
از 1948 سیاست
ادامه اشغال
را دنبال
نمودند. این
روند که این
اختلاف قدیمی
را همواره از نو
زنده می کرد
تا به امروز
پایان نیافته
است. 1967 اسرائیل
مجموعه
سرزمین
فلسطین به اضافه
نوار غزه و
غرب اردن و
شرق اورشلیم
را فتح نمود.
هدف اسرائیل
این است که در
سرتاسر جهان 15
میلیون یهودی
را به اسرائیل
برگرداند.
برای تمامی
فلسطینی هائی
که خواهان
بازگشت به
سرزمینشان می
باشند راه
برگشت بسته می
ماند. این یک داستان
غمناک است که
صیهونیسم
متولد از
تجربه های ضد
یهودیت و
هلوکاست نازیسم
بعنوان کابوس
وحشتناکی هدف
سیاسی اش را خلق
دولت ملی با توسل
به ترور و طرد
انسانها نمود.
در
میان منطقه
دولتی
اسرائیل چون
گذشته مسلمانان
عرب زندگی می
کنند. آنها با
وجود اینکه قانونا
شهروند می
باشند اما از
طریق صدها تبصره
و بند های
اداری به
شهروند شماره
دو تقسیم شده
اند.
در سال 2002
از سوی سازمان
سیکوی که از 15
سال پیش برای
برابری
شهروندان
یهودی و
فلسطینی اسرائیل
حرکت می کند
در باره تبعیض
فلسطینی ها بطور
مثال در
تامینات مالی
دولتی در بخش
توسعه ،
زیرساختار و
آموزش گزارشاتی
داده شده است.
در این نوشته
آمده است که با
وجود اینکه
فلسطینی ها 18،5
درصد جمعیت
اسرائیل را
تشکیل می دهند
برای مثال در
سال 2002 تنها از 2،6
درصد کمک های
دولتی در بخش
مسکن و 0،7 درصد
در بخش فرهنگ،
3،5 درصد در بخش
ایجاد
محدوده های
صنعتی و یا 1،6
درصد بودجه در
بخش جلب
توریست
برخوردار شده
اند.
وصعییت
در مناطقی که
در سال 1967 اشغال
گشته اند همواره
در نابرابری
کامل قرار
دارد. بدبختی
و استثمار
موجودیت
زندگی
انسانها را به
خطر انداخته
است و آنها را
مجبور به ترک
زندگیشان کرده
است. در کنار
بکارگیری
خشونت از سوی دولت
اسرائیل این
سیاست به پاک
سازی انسانی در
پهنه وسیعی
پرداخته و این
مسئله بر بستر
دستگاه اداری
عریض و طویل
قانونی می
گردد. بطور مثال
استفاده از
آب: از سال 1982
مناطق
فلسطینی به آب
لوله کشی
اسرائیل وصل
است و از این
طریق آب آشامیدنی
مردم تقسیم می
شود اما این
آب متفاوت پخش
می کردد به
این صورت که
مصرف سرانه
روزانه برای
مهاجر
اسرائیلی 330
لیتر پخش می
شود و برای
فلسطینی ها 32
لیتر پخش می
شود.
دولت
نظامی
اسرائیل به
فلسطینی ها
اجازه می دهد
که تنها یک
چاه آب 60 تا 150
متری داشته
باشند. چاه
های اسرائیلی
100 تا 600 متر عمق
دارند واز این
رو برای آنها
همواره آب
آشامیدنی
وجود دارد. یک
چنین قاعده ای
مسکن و راه و
ترابری را هم
در بر می گیرد.
در واقع شهروندانی
از حق کامل
شهروندی
استفاده می
کنند که
وابسته به
مردم طرفدار
دولت اسرائیل
می باشند حال
فرق نمی کند
که در اسرائیل
زندگی می کنند
و یا خارج از
اسرائیل. زیرا
که هر انسانی
که از لحاظ
دینی به مردم
یهودی تعلق
داشته باشد هر
زمان حق
تابعییت
خواهد داشت.
این
کاراکتر
اسرائیل
بعنوان تنها
صاحب دولت مردم
یهودی در واقع
حق موجودیت
فلسطینی ها را
ربوده است.
گزارشگر
فلسطین در
شورای حقوق بشر
سازمان ملل
متحد یعنی جان
دوگارد از
آفریقای
جنوبی در
گزارشی
وضعییت
فلسطین را با
رژیم نژاد
پرست آفریقای
جنوبی مقایسه
نموده است و
گفته است:
ادامه
دارد..............