ايران و تغيير اوضاع در خاورميانه

م . ر ا د

m.rad@gmx.net

 

جورج بوش رئيس جمهور آمريكا طی روزهای گذشته حمله شديدی را به سران و كشورهای ‌مختلف از جمله نوری ‌المالكی نخست وزير تحميلی عراق ، پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان و كشورهای ‌ايران ، عراق و افغانستان آغاز كرده و چنين وانمود ميكند كه علت شكست برنامه های‌از پيش تدارك ديده شده برای كنترل منابع نفتی ‌خاورميانه  و  دريای خزر اين كشورها و سران آنها هستند.

دولت بوش طی دوهفته گذشته با استعفای دوشخصيت بر جسته خود كارل رو (Karl Rove) استراتژيست سياسی و مشاور رئيس جمهور  وآلبرتو گونزالس (Alberto Gonzales) دادستان كل كشور مواجه شد گونزالس  كنترل و استراق سمع اتباع آمريكا را تدوين و در دستور كار آقای ‌بوش قرار داده بود بدين ترتيب تمامی ‌شخصيت های ‌موثر و تدوين كننده سياستهای جنگ طلبانه ‌دولت وی صحنه راترك كرده و تنها خود آقای ‌بوش ، ديك چينی ‌و خانم رايس باقی مانده اند.

علت حمله شديد بوش به يكی‌ از مهره های ‌مهم سازمان امنيت انگلستان يعنی آقای‌ مالكی نخست وزير عراق  را مفسرين سياسی كمرنگ شدن نقش انگلستان در جنگ خاورميانه ارزيابی كرده و معتقدند كه آمريكا از اينكه انگلستان و بخصوص تونی بلر اين كشوررا در منجلاب عراق گرفتار كرده است بشدت عصبانی است.

انگلستان مهره های  خود از جمله اعلاوی‌، چلبی و مالكی را آنچنان بر جسته كرده بود كه گويا آنها قادرند در عرض مدت كوتاهی‌ عراق را دودستی تقديم آمريكا كنند انگلستان تا پيش از جنگ عراق با رژيم جمهوری اسلامی‌ ايران در رابطه با عراق همكاری‌ همه جانبه ای  داشت هر سه مهره فوق به اتفاق حكيم  مناسبات تنگاتنگی ‌با رژيم ايران داشتند .

عدم موفقيت نظامی ‌آمريكا در عراق و افغانستان كه دامنه آن از شمال آفريقا تا پاكستان را در بر گرفته  سئولات فراوانی ‌را  پيش روی ‌مفسران و استراتژيست های‌اقتصادی و نظامی‌ قرار داده است علت سردرگمی آمريكا در منطقه خاورميانه و جهان را در همين مسائل بايد جستجو كرد.

بسياری معتقدند كه آمريكا در عصر جهانی ‌شدن اقتصاد برای دفاع از منافع خود در عرصه جهانی از تاكتيك و استراتژی‌ نظامی‌ دوران استعمار در قرن نوزده و اوايل قرن بيستم استفاده كرده و بهمين دليل در دام انگلستان افتاده است و سياست اشغال و ضميمه كردن خاك كشورهای ديگر را درپيش گرفته است .

آمريكا قبلا اين سياست راپس از جنگ جهانی دوم در جنگ با چين ، كره شمالی ، ويتنام ، كامبوج و لائوس تجربه كرده بود و با شكست سختی مواجه شده بود از طرف ديگر اصرار انگلستان برای ‌كشيدن آمريكا به جنگ يوگسلاوی و عدم مقاومت گسترده در سطح جهان بر عليه اين تجاوز اين امر بر انگلستان و آمريكا مشتبه شد كه دوران استعمار قابل باز گشت است اين حمله درست در دوران پاشيدگی اتحاد شوروی‌اتفاق افتاد.

 اين نوع تهاجمات برای مردم ما آشناست كودتای‌28 مرداد آمريكايی ‌و انگليسی سال 1332(1953)  بر عليه دكتر مصدق و يارانش دقيقا در زمانی‌اتفاق افتاد كه در اتحاد شوروی‌ جنگ قدرت شديدی بين جناح های ‌مختلف در جريان بود.

سه ماه پس از شروع جنگ در عراق اين مسئله برای كشورهای ‌غربی ‌مشخص شد كه امكان اشغال دائمی‌عراق و افغانستان ممكن نيست بنابراين آمريكا برای ‌موفقيت در جنگ تصميم گرفت از شيوه جنگی ‌اسرائيل كه 50 سال است آنرا تجربه ميكند استفاده كند اين شيوه از بين بردن بافت اقتصادی ، فرهنگی  و نابودی ‌زير بنای اقتصادی را مد نظر دارد و برای عملكرد خود حاضر نيست به هيچ سازمان بين المللی ‌پاسخگو باشد.

تحت اين سياست آمريكا چهره خود را آشكار كرد و ديگر بحثی‌از حقوق بشر و دمكراسی برزبان نياورد و كاملا عريان اعلام كرد كه آمريكا برای ‌دفاع از منافع كشور خود در منطقه حضور خواهد داشت  و تا زمانی‌ كه لازم باشد در منطقه خواهد ماند كه منظورش كنترل منابع نفتی  كشورهای عرب بود با اين سياست و عملكرد امكان اينكه آمريكا در عراق و افغانستان دوام می آورد تقريبا وجود نداشت. 

طی ‌پنج سال گذشته اين تاكتيك جديد و تبديل عراق و افغانستان بيك زندان بوسعت اين دوكشور بسرعت سياست گزاران آمريكا را در منطقه و جهان و حتی ‌خود آمريكا منفرد كرد  سخنرانيهای ‌بی‌ محتوای اخير جورج بوش حاكی از شكست نا اميد كننده در صحنه جنگ و سياست است .

 

چرا آمريكا در جنگ بازنده است ؟

 

تا پيش از اشغال افغانستان برای حل بحرا نهای ‌جهانی‌ دوآلترناتيو در دستور كار كشورها و سازمان های ‌جهانی ‌از جمله سازمان ملل قرار داشت.

آلترناتيو ديالوگ بمعنی‌ حل مسائل سياسی و اقتصادی‌ وحتی ‌نظامی ‌ از راه های ‌گفتگو بين طرفين درگير و در صورت بحرانی‌ شدن با شركت كشورهای ‌همسايه ودر شرايط حادتر از طريق سازمان ملل بدون متوسل شدن به ابزار نظامی  بود.

برای پيشبرد اين آلترناتيو ايجاد پيمان های ‌همكاری منطقه ای مخصوصا اقتصادی بين كشورهای همسايه لازم و ضروری مينمود  اين نوع پيمانها پس از سالهای‌1990 عمل كرد مثبتی از خود بجای‌ ‌گذاشته بودند  كشورهای عضو سازمان ملل از اين طرح استقبال خوبی بعمل آوردند اين همكاريها تا پيش از حمله آمريكا به افغانستا ن تحت عنوان مبارزه با تروريسم ادامه داشت.

  يكی ‌از دلايلی ‌كه آمريكا مخالف اين مراجع بين المللی شده ‌بود موفقيت اين آلترناتيوو تلاش آن برای‌ محدود كردن اختيارات قدرتهای ‌بزرگ بود چون مانور ‌سياسی و نظامی آمريكا و ديگر قدرتها را در سطح جهان محدود ميكرد دولت آمريكا يكی از چند كشور جهان است كه بسياری‌از قوانين سازمان ملل ‌را قبول ندارد و اجرا نميكند.

آلترناتيو ديالوگ در بين كشورهای ‌جهان سوم از اكثريت بر خوردار است  و با توجه به جمعيت، منابع معدنی‌ و طبيعی  و بازاروسيع  از قدرت نامحدودی  بر خوردار است و لی نياز  مبرم به زير بنای‌اقتصادی  و صنعتی و سرمايه دارد طرفداران اين آلترناتيو در رابطه با كشورهای ‌صنعتی ‌پيشرفته با مشكلات و موانع عديده ای‌ از جمله پيش شرط هايی‌ مواجه هستند  با وجود اين طی  پانزده سال اخير از آمريكای‌لاتين گرفته تا آفريقا و آسيا پيمانهای ‌منطقه ای در حال ايجاد و پيشرفت‌ هستند و ديالوگ و همكاری‌ متقابل را در دستور كار خود دارند كه موفق ترين آنها پيمان شانگهای‌است كه هيچ محدوديتی‌ برای‌همكاری همه جانبه ‌بين اعضاء وجود ندارد.

 

آلترناتيو نظامی  بمعنی استفاده از نيروی ‌نظامی‌ برای حل بحرانها در سطح جهان است اين آلترناتيو بعداز سالهای‌1991 همزمان با پاشيدگی‌اتحاد شوروی ‌مجددا از طرف كشورهای غربی و عمدتا از طرف آمريكا ، انگلستان و اسرائيل در دستور كار قرار گرفت تا هرچه سريعتراز طريق جنگ اهداف خود را بديگران تحميل كند .

اولين اقدام نظامی‌ گسترده كه بر طبق اين تئوری ‌دردستور كار قرار گرفت تا مقاومت جهانی ‌را محك زند  جنگ يوگسلاوی ‌بود كه تمامی ‌كشورهای ‌قدرتمند سابق منهای ‌روسيه در آن شركت فعال داشتند.

در اين جنگ آلمان و ژاپن وارد رقابت جهانی ‌شده ، فرانسه و انگلستان بهمراه آمريكا و آلمان برای اولين بار در اروپا بعداز جنگ جهانی ‌دوم وارد جنگ شدند و جامعه اروپا يك بار ديگر تقسيم شد  جوامع اروپايی  بشدت قطبی شدند و سيستم خدمات اجتماعی  زير سئوال رفت در تمامی كشورهای‌اروپايی ‌دوحزبی ‌كردن اين جوامع با اين  تاكتيك آغاز شد.   

وارد شدن آلمان در رقابت جهانی‌اختلافات اروپای ‌شرقی و روسيه را با مجموعه غرب بشدت دامن زده كه نتيجه آن بحرانی شدن روابط روسيه با اروپا و آمريكابود از طرفی تنش بين اروپای ‌شرقی با اروپای غربی‌ و با روسيه رو به افزايش گذاشت.

رقابت تسليحاتی‌ با شتاب فراوان در عرصه بين المللی روبه افزايش گذاشت  ادامه جنگ در عراق و افغانستان نه تنها دو آلترناتيو را رودر رو قرار داده است بلكه جبهه بنديهای ‌تازه نظامی را دامن زده است يكی از دلايل انفراد آمريكا در سطح جهان استفاده از آلترناتيو نظامی است بجرات ميشود گفت كشورها اعتماد خود را نسبت به آمريكا از دست داده اند.

پيامدهای آلترناتيو نظامی در سطح جهان 

 

مقاومت دور از انتظارو موفق در صحنه جنگ در عراق و افغانستان اين آلترناتيو را با شكست مواجه كرده و نگذاشته به هيچيك از اهداف استراتژيكی ‌خود دست پيدا كند عوامل تعيين كننده در پيروزی ‌نيروهای ‌مقاومت را بايد در دفاع از منافع ملی‌ وحفظ استقلال كشور و حفظ هويت ملی‌ مردم اين كشورها جستجو كرد.

در عراق مردم هيچيك از ترفند های ‌نيروهای ‌متجاوز را باور نكردند  و اين همان رمز پيروزی‌ و ادامه مقاومت است درعراق امروزمردم  بيش از گذشته با هم متحد شده اند نه تنها بر عليه آمريكا و شركا بلكه بر عليه ايران و دخالتها ‌آن در اين كشور هم با هم متحدند.

شعار نيروهای ‌مقاومت در عراق استقلال ملی ((Nationalism، عدالت اجتماعی (Sozialismus) و اتحاد اعراب (Panarabismus ) نه تنها در عراق بلكه در بين اعراب آنچنان ريشه دوانده است كه تا رسيدن به اين اهداف از مبارزه دست نخواهند كشيد.

در افغانستان همانند عراق يك جنبش بسيار قدرتمند ملی ‌تحت رهبری ‌نيروهای‌ پشتون بوجود آمده است  كه از پشتيبانی‌ مليتهای ‌ديگر از جمله تاجيكها ، ازبك ها و بلوچها بر خوردار است از جمعيت 28 مليونی‌ افغانستان بيش از 12 مليون آن از مليت پشتون هستند در منطقه بيطرف بين پاكستان و افغانستان هم در حدود هشت مليون پشتون ساكنند كه با احتساب  پشتون ها و بلوچ های ‌پاكستان كه تعداد آنها به بيش از 25 مليون نفر ميرسد كل جمعيت پشتون ها بالغ بر‌38 مليون نفر ميشود با وجود همكاری ‌پاكستان با آمريكا برای ‌سركوب اين جنبش اين نيرواست كه توانسته است در برابر آمريكا و ناتو مقاومت كند.

 افغانها بخوبی ‌ميدانند كه آنها همانند جنگ جهانی دوم  قربانی‌ هدف های ‌استراتژيكی‌ قدرتهای ‌بزرگ در منطقه هستند تجاوز آمريكا باين كشور و تلاشی زير بنای اقتصادی ‌و بافت جامعه افغانستان آنچنان مردم را بسيج كرده است كه حتی‌‌اعزام سربازان ناتو هم نتوانسته است خللی ‌در ادامه مبارزه افغانها ايجاد كند مناطق پشتون افغانستان تحت كنترل نيروهای اشغالگر در نيامده است .

تجاوز و اشغال افغانستان كشور همسايه يعنی ‌پاكستان را كه عملا طرف نيروهای متجاوز را گرفته است  آنچنان ناامن كرده است كه مشرف رئيس جمهور كودتا مجبور است صحنه را ترك كند.

تجاوز و اشغال برای‌ كشورهای  منطقه از جمله عراق و افغانستان چه چيزی به ارمغان آورده است؟ دولتی ‌همانند مالكی ‌در عراق و كرزای ‌در افغانستان كه دستانشان تا مفرق بخون مردم آلوده است ديكتاتوری ‌بنام مشرف كه كشور را تا آستانه پاشيدگی ‌پيش برده است  و هر آن احتمال دارد آمريكا و كشورهای غربی ‌قبل از ترك افغانستان و عراق تاسياست اتمی‌ آنرا بمباران كنند .

تجاوز و اشغال كشورهای منطقه خاورميانه از سال 2003 تا كنون شاهد سه جنگ ديگر بين اسرائيل با فلسطين و لبنان بوده است و هر آن امكان آغاز جنگ بين اعراب و اسرائيل ميرود اسرائيل و سوريه كمتر روزی ‌است كه همديگر را تهديد نكنند در شاخ آفريقا  جنگ بين اتيوپی ‌و اريتره هر آن امكان دارد شعله ور شود جنگ در سومالی‌ نيز ادامه دارد.

تركيه بيش از 100.000 نيروی ‌نظامی در مرز خود با عراق مستقر كرده است بظاهر آنها برای‌ سركوب نيروهای  مقاومت كرد در اين منطقه مستقر شده اند ولی ‌قصد آنها اشغال مناطق نفتی ‌كركوك است انتقال نيروی ‌نظامی ‌تركيه به مرز عراق بدرخواست بارزانی ‌صورت گرفته است بارزانی‌ ساليان سال است كه يكی از مهره های‌ارتش تركيه در واقع آمريكا در منطقه است.

ايران نيز ده ها هزار نيروی مسلح در مرزهای‌ايران با عراق مستقر كرده است تا اگر بلبشويی ‌در عراق اتفاق افتاد بكمك طرفداران مالكی و حكيم و صدربشتابد و اگر بتواند مناطق مذهبی ‌را اشغال كند آنها آماده اند تا حمام خون در اين منطقه راه بياندازند اين موضوع را مردم عراق و افغانستان بخوبی ‌ميدانند برای‌همين است كه متحد ميشوند و خود را آماده نبرد بعدی‌ ميكنند.

روابط ايران با كشورهای  ساحلی ‌خليج فارس بشدت تيره است طرفين بهمديگر اعتماد ندارند حكومت های ‌شيخ نشين بدون اجازه آمريكا و انگلستان اجازه آبخوردن ندارند آنچنان ترس آنها را فراگرفته است كه حتی ‌دست شيطان راهم ميبوسند شيخ ها بتازگی ‌دست همكاری ‌به سوی اسرائيل دراز كرده اند  و دوباره دست بوس  سران مصر شده اند هيچكدام از اين پديده ها نشانه ثبات و امنيت در منطقه نخواهد بود محاصره فلسطين و قتل و عام مردم و باز گذاشتن دست اسرائيل در كشتار مردم همه نشان از اين ترس و وحشت دارد .

سياست مداران روسيه با ارزيابی‌ مجدد از سياستها ‌و منافع خود عملا وارد صحنه نظامی ‌جهانی ‌شده اند بيش از دوهفته است كه هواپيماهای  دور پرواز روسيه تحركات نظامی ‌ناتو را زير نظر دارند و زير دريايی‌های ‌اتمی آن  در سواحل انگلستان و نروژ و آمريكا سر در آورده اند روسيه بغرب فهمانده است كه كدام بخش از جهان جزو مناطق امنيتی‌آن بحساب می آيد .

آمريكا در گيرو دار در گير‌ی در جنگ خاورميانه در صدد ايجاد پيمان نظامی‌ با ژاپن و هندوستان برای ‌محاصره نظامی‌ چين بر آمده بود و در تصور اينكه از طريق ماهواره با همكاری‌ اين دوكشور چين را در منگنه قرار خواهد داد بهای ‌گزافی ‌حاضر شد به ژاپن و هند بدهد كه همكاری ‌نظامی‌ همه جانبه با ژاپن و همكاری‌هسته ای‌همه جانبه با هندوستان بخشی از اين توافق ها بود پاسخ چين سرنگون كردن يك ساتليت چينی  در فضا از طريق شليك موشك از زمين بود پيام كاملا روشن بود ما آماده دفاع و مسلح كردن خود هستيم .

مانور نظامی‌اعضاء ‌پيمان شانگهای برای‌ تقويت پشت جبهه يك ديگر از مانور هايی‌ بود كه روسيه و چين برای تقويت همكاری بين اعضاء ‌خود پشت سر گذاشتند تا همين چندی پيش پيمان ناتو به مناطق ساحلی‌  روسيه و چين و كره شمالی ‌تجاوز ميكرد.

مسلح شدن كره شمالی ‌به بمب اتمی غرب را مجبور كرد تا با اين كشور پای ‌ميز مذاكره بنشيند  و ژاپن و كره جنوبی‌ هم حساب كار خود را بكنند كره شمالی‌ بيش از 50 سال است كه تلاش دارد تا مسائل خود را با كشورهای‌غربی ‌مسالت آميز حل و فصل كند ولی ‌هرگز موفق به اين كار نشده بود.

همه اين تحولات در شرايطی اتفاق افتاده است كه دولت آمريكا تمامی ‌قوانين بين المللی ‌را زير پا گذاشته و خود سرانه بتلاشی جامعه جهانی ‌دست زده است و بدون در نظر گرفتن منافع كشورهای ‌ديگر قصد داشت با اشغال مناطق نفتی‌ خاورميانه و اطراف دريای ‌خزر  نفس همه را بگيرد.

همين سياست تهديد و استفاده از ابزار نظامی‌ بود كه رژيم ‌جمهوری ‌اسلامی‌ فرصت يافت آدمكشان دست پرورده خود را به عراق بفرستد تا مردم را قتل و عام كنند  اين هواپيماهای‌آمريكا و انگلستان بوند كه حزب الهی‌های ايران رااز لندن ، كويت و عربستان سعودی و تركيه ‌ ببغداد بردند و سپس با تانكهای آمريكايی  بميدان اصلی ‌شهر آوردند تا بگويند كه مردم عراق دارند شادمانی ‌ميكنند.

كدام احمقی را در دنيا پيدا ميكنيد كه از بمباران خانه و كاشانه خود ابراز شادمانی‌ كند و به استقبال دشمن برود و ادعا كند خوب كاری ميكنيد كه مارا نابود ميكنيد اگر اينطوری ‌بود پس چرا تا حالا پيروز نشده ايد.

آلترناتيو نظامی‌اروپا را هم به بلبشو كشانده است افزايش سرسام آور قيمت نفت شالوده اقتصادی كشورهای ‌غربی ‌را بهم ريخته است آنها مجبور شده اند با افزايش ماليات از مردم جبران خسارت كنند كه نارضايتی‌عميقی ‌در اين كشورها ايجاد كرده است و جوامع بشدت پلاريزه شده اند بجز كشورهای آلمان و انگلستان كه بزرگترين كشورهای ‌صنعتی‌اروپايی هستند و به كشورهای ‌‌صادر كننده معروفند بقيه كشورهای  اروپايی  اقتصاد ملی (Eco National) را در پيش گرفته اند كه مفهوم آن تبليغ برای‌ كالاهای خودی و تبليغ بر عليه كالاهای ديگر كشورها است.

 

در كشورهای جنوبی ‌اروپا از جمله ايتاليا و اسپانيا ، پرتقال ، فرانسه و كشورهای ‌‌اسكانديناوی‌ در بين مردم  جا افتاده است كه فقط كالاهای ‌كشور خود را بخرند و بدين ترتيب مسئله رقابت مثبت و كيفيت توليد و رقابت آزاد را كه خود مبلغ آن بودند عملا زير پا گذاشته اند كه بازتاب آن ناسيوناليسم خطرناك اروپايی است كه نمونه های‌آنر در ايتاليا واسپانيا و آلمان و فرانسه  شاهد بوديم در مطبوعات و رسانه های ‌كشورهای‌اروپايی بشدت بر عليه كالاهای ‌كشورهای‌غير اروپايی تبليغ ميشود و مردم را از خريد توليدات كشورهای ‌ديگر از جمله جهان سوم عمدتا چين بر حذر ميدارند ادامه اين سياست خطر ديگری ‌را در پی دارد و آنهم كشمكش بين كشورهای توليد كننده اروپايی خواهد بود كه البته مدتهاست شروع شده است.

ايران و تغيير اوضاع در خاورميانه

شكی ‌در اين نيست خاورميانه با وضعيتی كه دارد هنوز فاز گذار را طی ميكند و با كاهش نفوذ نظامی ‌و سياسی‌آمريكا در منطقه با خلاء قدرت مواجه خواهد شد كنفرانس شرم الشيخ  در مصر در واقع بررسی همين مسئله و پيدا كردن راه حلی برای‌ آن بود كوشش آمريكا برای ‌كشاندن پيمان ناتو بجنگ راه بجايی ‌نبرد تنها دوكشور آلمان و ژاپن كه هردو درصدند تا يك بار ديگر شانس خود را امتحان كنند به آمريكا قول مساعد دادند محاصره نظامی ‌لبنان از طرف نيروی ‌دريائی آلمان و پيمان نظامی ‌ژاپن و آمريكا با هندوستان  پاسخ مثبتی بود كه اين دوكشور به آمريكا دادند.

فرانسه كه از دير باز دارای نفوذ در منطقه بود با انتخاب ساركوزی بعنوان رئيس جمهور‌سعی خواهد كرد تا دوباره بخشی از اين خلع را پر كند قرارداد نظامی ‌با ليبی  و همكاری ‌با دولت لبنان بخشی از اين تلاش هاست.

انگلستان تاريخا در بخش شيخ نشينهای ‌خليج فارس دارای ‌نفوذ بوده و تلاش خواهد كرد به اتفاق شيخ نشينها و اسرائيل و مصر و آمريكا همچنان در منطقه بماند ولی‌ در بين مردم منطقه همانند آمريكا بسيار منفور است  ميشود گفت كه وزنه آلمان و فرانسه بيشتر از انگلستان است.

فعال شدن دوباره ناوهای ‌جنگی ‌روسيه و حضور آنها در اقيانوس هند و خليج فارس پيام روشنی‌است به ايران و شيخ نشينها كه آنها بايد سهم روسيه را فراموش نكنند آنچه روسيه در انتظار آن است انتقال بخشی از سرمايه كشورهای  شيخ نشين  به روسيه و سرمايه گزاری روسيه در اين كشورها مخصوصا در بخش نفت و فروش  سلاح های نظامی به اين كشورهاست  بنظر ميرسد كه شيخ نشينها چندان هم از اين موضع ناراحت نيستند چون ديگر از همكاری ‌با آمريكا و انگلستان خسته شده اند.

شيخ نشين ها در جنگ ايران و عراق از دولت عراق پشتيبانی كرده و ميلياردها دلار به اين كشور كمك كرده بودند اين دوره فرصت مناسبی بود تا عراق مناسبات خود را با شيخ نشينها حل كند كه كويت و امارات متحده عربی ‌بشدت به تحريك انگلستان با آن مخالفت كرده و حتی ‌كويت از طريق كمپانی نفتی انگلستان نفت عراق را ميدزديد اين فرصت را سياستمداران عراق و شيخ نشينها از دست دادند بدليل آنكه شيخ نشينها هرگز نتوانستند خود را از بند آمريكا و انگلستان خلاص كنند.

موقعيت ايران در رابطه با كشورهای خاورميانه  با آن ثروت افسانه ای ‌‌مساعد نيست چون نظام جمهوری اسلامی ‌از همان ابتدا در صدد سرنگونی ‌شيخ ها و دولت عراق بر آمده بود حكومت ايران از ايدئولوژی ‌مذهبی آنهم از نوع شيعه طرفداری ‌ميكند كه اساسا كشورهای ‌ديگر منطقه نميتوانند با آن سازگاری داشته باشند از طرف ديگر جمهوری ‌اسلامی‌ بنام مذهب شيعه دارد حكومتی ‌را تجربه ميكند كه آينده آن اساسا روشن نيست.

 بر نامه ريزيهای‌ اقتصادی‌ كه در ايران صورت ميگيرد همان بر نامه هائيست كه در همه كشورها در حال اجرا است و تكنيك كار هم از زمان صدر اسلام نيامده است بلكه دست آورد كشورهای‌ ديگر است اصرار رژيم مبنی بر اينكه تنها با ايدئولوژی‌ شيعه ميتوان پيشرفت كرد هيچ پايه و مبنايی ‌ندارد ولی ‌مناسبات مارا با تمام دنيا بهم زده است برای‌همين هم برای ‌پر كردن خلاء قدرت ما نميتوانيم نقش ‌بزرگی بازی‌ كنيم.

جمهوری‌اسلامی ايران در حق ملتهای ‌عراق و افغانستان مرتكب جنايات بيشماری‌ شده است ولی ‌مقاومت آنها سپر بلای‌ مردم ما شد  مقاومت جانانه مردم اين دو كشور موجب شكست آمريكا در منطقه شد و ايران توانست از اين مهلكه جان سالم بدر ببرد  با جناياتی كه حكومت  ايران در هردو كشور عراق و افغانستان  با همكاری ‌با آمريكا و انگلستان بر عليه اين دوملت مرتكب شده امكان همكاری‌ را تا مدتها با اين كشورها صلب كرده است.

 

بنظر ميرسد كه سران رژيم با آسيبی كه دولت احمدی‌ نژاد به روابط بين المللی‌ ما وارد آورده است متوجه خطر شده اند گزارشها حاكی‌از بر كنار كردن احمدی ‌نژاد از قدرت در انتخابات آينده است اگر اين تحليل درست باشد ميشود اميدواربود در شرايط حساس كنونی‌ كه خطری ‌جدی‌ تماميت ارضی ‌كشور را تهديد نميكند بهترين سياست كنترل كردن افراطيون مذهبی  و دور كردن آنها از بخشهای‌ اجرايی ‌كشور است  تا اعتماد از دست رفته همسايگان و نيروهای ‌بين المللی‌ دوباره جلب شود.

 

 

 

(30.08.2007)

 

HOME