|
همسر
اكبر گنجى با
ارسال
نمابرى به
مدير كل زندانهاى
استان تهران
كه خطرناك
بودن وضعيت
گنجى را
تكذيب كرده،
موارد مكرر
ادعاهاى
واهى
مسئولان
زندان اوين
را به زير
سوال برده و
با ابراز
نگراني از
شرايط نگاهدارى
اكبر گنجى در
بند دو الف،
خواستار اعزام
خبرنگاران و
عكاسان
مستقل به اين
بند و گزارش
بيطرفانه از
موقعيت او
شده است.
خانم معصومه
شفيعى در
همين زمينه،
در گفتگويى
تلفنى به چند
سوال دويچه
وله پاسخ داد.
دويچه وله:
خانم شفيعى
وضع آقاى
گنجى در
ملاقاتى كه
شما بالاخره
موفق به
انجامش
شديد، چگونه
بود؟
معصومه
شفيعى: وضعيت
كلى ايشان اصلا
خوب نيست. وزن
ايشان ۵۱
كيلوگرم است
و فشارش ۷ و نيم روى ۵ است. از هيچ
امكانى در
داخل زندان
بهره مند
نيست . روز ۲۵ مهر كه ما
ملاقات
كرديم به من
گفتند كه من
از اوضاع
بيرون هيچ
اطلاعى
ندارم. وضبر
خلاف آنچه
اقايان
دايما در
مصاحبه
هايشان
ميگويند، وضع
اش اصلا
مطلوب نيست.
آنها گفته
بودند در قرنطينه
بهداشتى درمانى
است و دارند
پايش را
معالجه
ميكنند، اما
ايشان در بند
انفرادى ۲ الف چندين
بار
فيزيوتراپى
كتف شده. كتف
چپ اش به شدت
آسيب ديده و
بمن گفت نمى
توانم دستم
را بالا
بيارم. تا
چندى پيش انگار
دستم چسبيده
بود به بدن ام
و نمى
توانستم آن
را حركت بدهم.
دويچه وله: كتف
اش چه شده؟
آيا ضرب و
شتمى صورت
گرفته؟ اتفاقى
افتاده؟
معصومه
شفيعى: اجازه
بدهيد كه من
بيشترتوضيح ندهم.
من معذورم.
دويچه وله:
اصلا اين
ملاقات را
چطور شد كه
توانستيد
بگيريد؟ آيا
امكانى هست
كه دوباره به
شما ملاقات
بدهند؟
معصومه
شفيعى: تلاش
خاصى نكرديم. اوايل
چرا، اما
ديگر اين
اواخر به
زندان مراجعه
نميكردم چون
بمن ميگفتند
براى چي
مياييد اينجا
وقتى بايد
مجوز
دادستانى را
داشته باشيد
و آنها
نميدهند. من
حدود سه هقته
بود كه ديگر به
زندان
مراجعه
نميكردم اما
خود آقايان
بمن تلفن
كردند و از
طريق يكى از
دوستان و از
طريق آقاى
مولايى وكيل
مان اطلاع
دادند كه بياييد
براى ملاقات
و بچه ها را هم
اجازه
ندادند
بيايند. اول
هم فقط به من
اجازه
دادند، اما
بعد به مادر
ايشان هم
اجازه
ملاقات
دادند. اما ايكاش
مادر گنجى را
نبرده بودم
ملاقات و كاش
فقط خودم
رفته بودم.
مادرش پس از
ملاقات خيلى
بهم ريخته
است.
دويچه وله:
ملاقات
حضورى بود؟
معصومه
شفيعى: بله.
دويچه وله:
چقدر طول
كشيد؟
معصومه
شفيعى: فكر
كنم حدود
نيمساعت چهل
دقيقه.
دويچه وله:
حالا قرار
هست دوباره
ملاقات بدهند؟
معصومه
شفيعى: والله
هيچى بما
نگفته اند.
دويچه وله:
خودتان هم
قصد نداريد
تلاشى
بكنيد؟
معصومه
شفيعى: ما
خيلى تلاش
كرديم بجايى
نرسيديم و با
اين وضعيت
آقاى گنجى من
ديگر چه تلاشى
ميتوانم
بكنم؟
دويچه وله:
منظورم براى
ملاقات است.
معصومه
شفيعى: نه.
گنجى رو كه
اينطورى
مبينيم بهم
ميريزم.
روحيه ام
خراب ميشود.
دويچه وله:
آقاى
سليمانى
مدير كل
زندانهاى
استان تهران همان
كسى نيستند
كه در مرخصى
اول ايشان را
مجاب به
شكستن
اعتصاب غذا
كرده و از
معتمدان
آقاى گنجى
بودند؟
معصومه
شفيعى:
ببينيد
ايشان وهمه
آقايان ظاهر
خيلى خوبى
نشان ميدهند
وخوب صحبت
ميكنند. بله
ايشان همان
شخصى است كه در
مرحله اول با
آقاى گنجى
وارد صحبت
شده بود. بله
ايشان همان هستند.
اما ايشان
هيچ
مسئوليتى در
بند ۲
الف ندارد.
اين بند اصلا
ربطى به
سازمان زندانها
ندارد. بند ۲ الف اصلا
در اختيار
كسان ديگرى
است و تحت كنترل
سازمان
زندانها
نيست. در
اينمدت كه
آقاى گنجى در
آنجا بوده،
رييس زندان
اوين حتى
يكمرتبه هم
نرفته به
همسرم سر
بزند. آنجا
مقررات خاص
خودش را دارد.
گنجـى را به
حال خودش رها
كرده اند.
دويچه وله:
بعضى ها
خوشبينانه
نگاه ميكنند
و ميگويند
شايد با
نگاهداشن
آقاى گنجى تا
روز آزادى اش
ميخواهند
موضوع رو در
سكوت، ختم به
خير كنند.
معصومه
شفيعى: اين در
صورتى است
امكانات در
اختيارش
بگذارند.
گنجى يك لباس
مناسب نداشت
بپوشد بيايد
ملاقات ما.
دويچه وله:
يعنى چه؟ چى
پوشيده بود؟
معصومه
شفيعى: آنقدر
گشته بودند
يك تى شرت خيلى...
پيدا كرده
بودند داده
بودند بپوشد.
دستهاش يخ يخ
بود. در زندان
اوين كه در
ارتفاعات
است و هوا سرد
ترست، ايشان
از كمترين
امكانات حتى
پوشش مناسب
برخوردار
نيست.
دويچه وله: در
اين ملاقات،
احيانا
نخواسته بوديد
خوراكى،
كتاب يا چيزى
كه آقاى گنجى
دلش بخواهد و
لازم داشته
باشد ببريد؟
اجازه اش
بود؟
معصومه
شفيعى: ايشان
اصلا در
وضعيتى نيست
كه بتواند
مطالعه كند.
دويچه وله:
شما قبلا
گفته بوديد
بخاطر مسائل
امنيتى از
توضيح بيشتر
معذوريد.
الان هم هيج
چيز ديگرى
نداريد براى
توضيح؟
معصومه
شفيعى: نه.
بيشتر از اين
نمى توانم.
جريان ها
خيلى پيچيده
و زياد است.
دويچه وله: هر
صحبتى كه
خودتان فكر
ميكنيد لازم
است طرح شود،
بگوييد.
معصومه
شفيعى: فقط
نگران
سلامتى گنجى
هستم. تمام
مسئولين
دارند دروغ
ميگويند. از
بالا تا پايين
دروغ
ميگويند. من
اصلا
نميدونم
الان آقاى گنجى
الان زنده
باشد.
دويچه وله:
آقاى
سليمانى به
نامه شما چه
پاسخى داده؟
معصومه
شفيعى: من
آنقدر حالم
بد است كه خبر
از بيرون
ندارم.
روزنامه هاى
ما همه در
مورد گنجى
سكوت كرده
اند و من
بهشون البته
حق ميدم. چون اگر
يك كلمه از
گنجى
بنويسند و
كلمه اى خلاف
ميل و نظر
آقايان
بنويسند،
بسته ميشوند.
جو كاملا
سنگين و
سكوتى مرگ
آور است. من غير
از مصاحبه
هايى كه با
شما يا
ديگران
ميكنم، هيچ
راهى براى
اطلاع رسانى
ندارم.
نميدانم آقاى
سليمانى چه
موضع گيرى
كرده اما
ميدانم كه قطعا
همه حرفهاى
مرا تكذيب
ميكند. من از
حالا ميگويم
براى قضاوت،
چند تا
خبرنگار
بفرستيد داخل
زندان فقط يك
عكس از گنجى
بگيرند. اگر
آقايان راست
ميگويند چرا
ابا دارند كه
كسى گنجى را
ببيند؟ چرا
گنجى را قايم
اش كرده اند؟
چرا
نميگذارند
هيچكس او را
ببيند؟ حتى
براى بيمارى
هايش نبرده
اند او را
بهدارى
زندان. يك نفررا
از بهدارى برده
اند بند ۲ الف. چه
بلايى
سرگنجى آمده
كه هيچكس
نبايد او را
ببيند؟؟؟
مصاحبه:
مهيندخت
مصباح
منبع: رادیو
آلمان
HOME
|