|
خبرگزاري
دانشجويان
ايران - تهران
سرويس: سياسي
روابط
عمومي وزارت
اطلاعات با
ارسال
نمابري درباره
دستگيري «هاله اسفندياري»
توضيح داد.
به
گزارش گروه
دريافت خبر
خبرگزاري
دانشجويان ايران،
ايسنا، متن
اين توضيح به
اين شرح است:
« روابط
عمومي وزارت
اطلاعات
درباره
دستگيري خانم هاله
اسفندياري
كه در تاريخ ١٨/٢/٨٦
صورت گرفته
است،
توضيحاتي به
شرح ذيل
اعلام ميدارد:
با
پيگيريهاي
اطلاعاتي به
عمل آمده در
خصوص تلاش برخي
موسسات،
بنيادها و
سازمانهاي
آمريكايي
براي
اثرگذاري در
جمهوري
اسلامي
ايران مشخص
شد اين
نهادها سعي
دارند تحت
پوشش عناويني
همچون
دموكراسيسازي،
حقوق بشر و... نقشي را
ايفا نمايند
كه سرويسهاي
اطلاعاتي و
امنيتي آنها
در سالهاي
گذشته عليه كشورهاي
هدف مورد نظر
انجام ميدادند.
در
خصوص خانم
هاله
اسفندياري
نيز به آگاهي ميرساند
وي مدير و
موسس برنامهي
خاورميانه
مركز ويلسون
در آمريكاست
كه بودجهي اين موسسه
از طريق
كنگرهي
آمريكا
تامين ميشود.
اين مركز
حلقهي
اتصال
ارتباط ايرانيان
با سازمانها
و نهادهاي
آمريكايي
بوده كه با
هدف توانمندسازي
عرصههاي موثر جامعه
در راستاي
اهداف
بيگانگان
دنبال ميشده
است. به عنوان
مثال، رامين جهانبگلو
يكي از
مدعوين اين
مركز بوده كه
از طريق
بنياد NED جذب
و با همكاري
ساير سازمانها
و نهادهاي
آمريكايي،
مدل فروپاشي اروپاي
شرقي و نقش
روشنگران در
آنجا و تطبيق
آن با ايران
را تئوريزه
كرده و به
عنوان يك
پروژه دنبال
ميكرده است.
در
تحقيقات به
عمل آمده،
خانم
اسفندياري
اظهار ميدارد
فعاليتها و
برنامههاي
مربوط به
ايران در
برنامهي
خاورميانه
اين مركز از طريق بنياد
معروف
آمريكايي
سوروس حمايت
و پشتيباني
مالي شده است ( اين
بنياد آمريكايي
متعلق به
جورج سوروس
است كه نقش
كليدي در
انقلابهاي
رنگارنگ
سالهاي اخير در چند
كشور داشته
است).
با
همكاري خانم
اسفندياري،
مدير و
نمايندهي
بنياد آمريكايي
سوروس در
ايران،
شناسايي و
تحت تعقيب
قرار گرفت كه
تحقيقات
تكميلي در
اين خصوص
ادامه دارد.
وي در
بازجوييهاي
اوليه اظهار
ميدارد كه
بنياد سوروس
در ايران با
ايجاد يك
شبكهي
ارتباط
غيررسمي و
تلاش براي
توسعه و
گسترش آن، اهداف
براندازانهي
خود را دنبال
ميكرده است.
لازم
به توضيح است
كه برخي از
اين بنيادها
از طريق دعوت
افراد براي
سخنراني،
شركت در
كنفرانس، دادن
پروژههاي
تحقيقاتي و
بورسهاي مطالعاتي و...
سعي در
يارگيري و
جذب عناصر
موثر كشور و
مرتبط نمودن
آنها با
نهادها و
سازمانهاي
تصميمساز و
تصميمگير
در آمريكا
داشتهاند.
در اين
ميان نقش
پنهان برخي
عناصر
اطلاعاتي آنها در اين
فرآيند و تحت
پوششهاي
يادشده موثر
و كليدي است.
گرچه
اهداف كوتاهمدت
بنيادهاي
مزبور،
عمدتا به فعاليتهاي
ظاهري آنها
برميگردد
لكن اهداف
ميانمدت
آنها نوعي
فرهنگسازي، نهادسازي و
شبكهسازي
در كشور است
كه به تدريج
به ايجاد يك
شبكه
غيررسمي و
مرتبط با آنها
در داخل كشور
منجر شده و
توسعه و
گسترش آن در
دستور كار
جدي قرار
دارد.
هدف
غايي و
درازمدت
بنيادهاي
مزبور نيز توانمندسازي
اين شبكه در
عرصههاي
مورد نظر و
بهرهگيري
از آن در زمان
معين در رويارويي
با حاكميت يك
كشور است كه
اين مدل طراحيشده
آمريكاييها
با تابلوي
ظاهري و
فريبندهي
آن،
براندازي
نرم را در
كشور دنبال
ميكند.»
HOME
|