یک تجربه موفق در
برخورد با رفتارهای
فرا قانونی کارمندان
اداره خارجیان
اعتماد به نفس،
آشنائی با حق وحقوق
خود، برخورد محکم ،
آرام و منطقی و
استفاده به موقع از
ابزارهای قانونی، شرط
لازم برای عقب نشاندن
کارمندان خودسر
31.03.2008- سایت
انتگراسیون- حنیف
حیدرنژاد
آقای "ن" یک پناهنده
ایرانی است که به همراه
خانواده اش نزدیک هشت سال
در شهر کوچکی در ایالت
نورد راین وستفالن- در
آلمان زندگی میکند. بعد
از سالها تلاش بلاخره از
آوریل 2007 موقعیت
پناهندگی ایشان بر اساس
کنوانسیون ژنو به رسمیت
شناخته شد. از آنجا که وی
در شهر کوچک محل سکونتش
امکان پیدا کردن کار
نداشته و میخواست که حتما
مستقل از کمکهای دولتی
روی پای خود مسائل مالی
خود و خانواده اش را به
عهده بگیرد، بدنبال این
بود تا مسائل اداری
جابجائی به شهر بزرگتری
را حل و فصل کند. با همین
هدف وی به اداره خارجیان
کرایز ( منطقه) خود
مراجعه کرده و خواست خود
را با کارمند پرونده خود
در میان میگذارد. کارمند
مربوطه مخالفت کرده و با
برخورد تند درخواست آقای
"ن" را رد میکند. آقای
"ن" به کارمند مربوطه
یادآور میشود که او نسبت
به حق و حقوق خود آشنا
بوده و با تأکید بر اینکه
وی نمی خواهد از کمکهای
دولتی استفاده کند، به
کارمند مربوطه
حکم دادگاه عالی اداری
فدرال لایپزیگ در مورد
آزادی انتخاب محل زندگی
قبول شدگان پناهندگی
را یاد آوری کرده و یک
نسخه از خبر مربوط به این
حکم را به کارمند مربوطه
ارائه میدهد.
کارمند مربوطه کماکان از
پذیرش درخواست آقای "ن"
خودداری کرده و استدلال
میکند که این حکم مربوط
به لایپزیگ است و ربطی به
ایالت نورد راین وستفالن
ندارد. آقای "ن" نوضیح
میدهد که احکام دادگاه
اداری فدرال کارکرد
سراسری داشته و این مسئله
را باید یک کارمند اداره
خارجیان بهتراز یک
پناهنده بداند. کارمند
مربوطه ظاهرا از اعتماد
بنفس، استدلال قوی و سطح
آگاهی آقای "ن" نسبت به
روند امور اداری در آلمان
ناراحت شده و بجای موافقت
با درخواست جابجائی آقای
"ن" ، در پاس وی مهری
میزند که وی اجازه خروج
از شهر محل سکونتش را هم
بدون اجازه اداره خارجیان
ندارد.
آقای "ن" از طریق وکیل
نسبت به این نوع رفتار و
تصمیم اداره خارجیان
اعتراض میکند. وکیل
آقای"ن" نیز با تنظیم یک
شکایت بسیار قوی برای
دادگاه با استناد به مواد
قانونی و احکام مختلف از
دادگاه های مختلف در
آلمان و از جمله با تأکید
بر حکم دادگاه عالی اداری
فدرال لاپیزیگ نه تنها
خواهان موافقت با جابجائی
آقای "ن" میگردد، بلکه از
دادگاه درخواست میکند که
اداره خارجیان مخارج
دادگاه به میزان 5000
ایرو را متقبل شده و
همچنین خواهان پرداخت
2500 اویرو خسارت از سوی
اداره خارجیان به آقای"ن"
میگردد.
اداره خارجیان پس از
اطلاع از اقدام وکیل آقای
"ن"، بسرعت با آقای "ن"
تماس گرفته و ایشان را به
اداره خارجیان دعوت و مهر
محدودیت سکونت را از
پاسپورت ایشان برداشته و
با جابجائی او به شهر
مورد نظرش موافقت میکند.
تجربه:
این اولین بار نیست که
کارمندی از اداره خارجیان
با انگیزه ای که مشخص
نیست، به سنگ اندازی بر
سر راه پیشرفت و موفقیت
یک پناهنده اقدام میکند.
این اولین بار نیست که
اداره خارجیان یک شهر از
قدرت خود سوء استفاده
کرده و با "نا آگاه"
تشخیص دادن مراجعه کننده
"خارجی"، او را دست بسر
میکنند.
قائدتا باید تسلط یک
خارجی یا یک پناهجو و
پناهنده نسبت به زبان
آلمانی و آگاهی او نسبت
به حق و حقوق خویش و
قوانین آلمان به عنوان
نشانه مثبتی از
انتگراسیون دیده شود، اما
متأسفانه باید گفت موارد
بسیاری دیده میشود که
برخی از کارمندان اداره
خارجیان از چنین مسئله ای
خوشنود نبوده و تلاش
میکنند تا مراجعه کننده
را، بعضی وقتها با
محترمانه ترین کلمات و
بعضی وقتها نیز با رفتاری
توهین آمیز، دست بسر کنند.
بدلیل آنکه مراجعه به
وکیل نیازمند پول بوده، و
از آنجا که در صورتی که
کار به شکایت به دادگاه
بکشد، روند اداری تشکیل
دادگاه طولانی خواهد بود،
در اکثرا موارد
پناهجویانی که با چنین
رفتارهای فراقانونی از
سوی کارمندان ادره
خارجیان روبرو میشوند، در
وضعیتی نیستند که بتوانند
از وکیل کمک بگیرند. با
آگاهی نسبت به همین مسئله
است که برخی کارمندان
اداره خارجیان به خود
اجازه میدهند که با مراجه
کنندگانشان اینگونه رفتار
های فرا قانونی پیشه کنند.
تجربه آقای "ن" نشان
میدهد در صورتی که تلاش
شخصی برای قانع کردن
اداره خارجیان موفق نباشد،
کمک گرفتن به موقع از یک
وکیل مجرب میتواند وضعیت
را کاملا تغییر دهد.
HOME |
|