بزرگداشت شاملو در دانشگاه تهران
29 .01. 1385
ايلنا
زمان ميگذرد
و بسياری از كسانی
كه تحمل شنيدن
اسم "شاملو"
را ندارند به
اندك چرخش
روزگار از
ميان می روند
و "شاملو" ميماند
و نسلها با
او ارتباط
برقرار ميكنند
.
به گزارش
خبرنگار گروه
فرهنگ و
انديشه ايلنا,
" دكتر ضياء
موحد" در
مراسم
بزرگداشت
"احمد شاملو"
كه در دانشكده
الهيات
دانشگاه
تهران برگزار
شد، گفت:من
سال 1346 كه از
افسر وظيفه در
بوشهر خبر مرگ
"فروغ
فرخزاد" را
شنيدم، بسيار
متاثر شدم
شاعری كه به
كارش اعتقاد داشتم،
درگذشت . من در
زمان حياتش ,
چيزی درباره
آثارش ننوشتم.
اما زمانی كه
دفتر زمانه
"اخوان"
منتشر شد ,
مرحوم "سيروس
طاهباز" گفت :
چيزی بنويس و
من مقالهای
با عنوان
"اخوان، شاعر
حالت ها"
نوشتم و
"اخوان" هر
بار كه مرا می
ديد, به من دست مريزاد
می گفت.
وی تصريح كرد :
اين اتفاق
برای شعر
"شاملو" نيز افتاد,
من با شعر
"شاملو" بزرگ
شدم و با
فعاليتهای
هنری او آشنا
بودم. اما در
نقد شعر او،هرگز
نگاه من به او
به عنوان يك
روزنامه نگار,
دستور زبان
نويس , مترجم
يا منتقد
نبود، بلكه
نگاه من به
عنوان شاعر
بوده است .
شاعر مجموعه
"مشتی نور
سرد" افزود:
از ديدگاه من
دو نوع شعر
وجود دارد؛
شعر جوششی و
شعر كوششی,
شعری كه می
جوشد و شعری
كه شاعر با
كوشش ميگويد
كه در اصطلاح
به آن شعرهای
فرهيخته می گويند.
"شاملو" هرچه از
"هوای تازه " و
" باغ آدينه "
فاصله می
گيرد؛ حجم
شعرهای
انگيخته و
شعرهای جوششی او
كم می شود.
موحد با اشاره
به سخن
"بودلر" كه
معتقد بود شعر
بايد نتيجه
الهام باشد،
گفت: من
شعرهای
فرهيخته
"شاملو" را
نمی پسندم و در
دورهای به
"شاملو" پيشنهاد
كردم گزيده ای
از شعرهای
جوششی او را انتخاب
كنم . از
ديدگاه من، "
هوای تازه " و "
باغ آيينه "
اوج قدرت و
نمونه شعرهای
جوششی
"شاملو" است .
وی با اشاره
به مطالبی كه
تاكنون به
عنوان نقد بر
شعر "شاملو"
نوشته شده كه
بيشتر جنبه تعريف
و تمجديد
دارد،
اظهارداشت:
يكی از
شعرهايی كه
بارها روی آن
نقد نوشته شده
, "ترانه آبی"
است. من با
اينكه بارها و
بارها اين شعر
را خوانده ام،
اما آن را نمی فهمم.
بعضی شعرهايی
كه در آن
ابهام است؛
نشان از اين
دارد كه شاعر
ضعيف عمل كرده
است، اين
مساله را با
"حقوقی" مطرح
كردم، او نيز
با ابهامی كه
در اين شعر به
آن معتقد
بودم، موافق
بود .
وی افزود :"
شناختنامه
احمد شاملو"
كه توسط "جواد مجابی"
منتشر شده، در
مصاحبهای
در صفحه 639
"شاملو" می
گويد : يك وقتی
هست كه خودم
شعر را می
فهمم، حقيقت
قضيه وقتی نه ,
بسياری از
شعرها مثل لوح
گور برای خودم
تاريك است، آن
لحظهای كه
می نويسم می
دانم كه چه می
نويسم. اما بعد
آنقدر از آن فضا
بيرون می آيم
كه برايم
عجيب، نو و
غريب می شود.
لوح گور،
مفهوم روشن
چيزهايی است
كه مفهوم را
روشن می كند.
اما خودش برای
من روشن نيست .
موحد با اشاره
به اينكه
"شاملو"
معتقد است
شعرهايی مثل
لوح گور , برای
خود او نيز
روشن نيست،
گفت: شعرهای
آخر "شاملو"
در دسته
شعرهای
فرهيخته او
قرار می گيرد.
شعرهای
برانگيخته در دفتر
بسياری از
شاعران كم
است، اما شعر
"ماهی" شاملو
از شعرهايی
است كه همواره
به شاعر آن
رشك برده ام.
شعر" باران"
نيز يكی از بهترين
شعرها
"شاملو" و
ترجمه پذير
است .
وی با اشاره
به اين نكته
كه "شاملو" پس
از "حافظ"،
بزرگترين
شاعر شعر فارسی
است،
اظهارداشت :
بسياری با اين
سخن من مخالف
هستند و می
گويند پس
تكليف "نيما"
چه می شود، چه
طور پس از
"حافظ"،
شاعری قدرتمند
نداريم؛ اين
سخن نمی تواند
واقعيت داشته
باشد،
"نيما"،
شاعری
يكپارچه باهوش
و زبان شناس
بود ، حرف
هايش حساب شده
، دانشش زياد
بود و هيچ كس
نتوانسته است
به اندازه او
شاگرد تربيت
كند .
موحد با اشاره
به اشتباه
"شاملو" كه
همه پيروانش
شبيه خودش شعر
می گويند، گفت:
"شاملو" در
شعرهايی كه در
جملات آن روز
و بعدها تصحيح
می كرد , زبان
خود را به شعر
تحميل می كرد
و شعرهای نيز
كه به انتخاب
او منتشر می
شد؛ همه تحت
سيطره زبان او
قرار داشتند.
او خود هميشه
نيما را متهم
می كرد كه
شاگردانش
شبيه خود او
هستند، اما
اين اتفاق
برای خودش نيز
افتاد .
وی افزود:
بدون شك در
دفتر كمتر
شاعری ديده می
شود كه سطری
به تقليد و
تحت تاثير
"نيما"
گذاشته باشد،
"شاملو" حتی
يك شاگرد هم
تربيت نكرد،
اما "نيما"
استاد بود . شعوری
كه "شاملو" در
شعر فارسی
داشت، "نيما"
نداشت. او با
كاری كه در
"هوای تازه" و
"باغ آيينه"
كرد، شعر نو
خود را ثبت
كرد .
اين انديشمند
با اشاره به
اينكه
"شاملو" در "هوای
تازه"، زبان
محاوره و گستره
امكانات شهر فولكلوريك
را به كار
برد، گفت: از
شعرهای عاميانه
"شاملو" هنوز نتوانسته
شاعری تقليد
كند و يا شعری
هم پايه اين
شعر بسرايد.
شعر خوب گفتن
مثل آواز خواندن
است، اگر صدا
نداريد،
دنبال آواز
نرويد. به قول
"گلشيری" می
توان داستان
نويس درجه سه
تربيت كرد،
اما شاعر
متوسط نه !
وی با اشاره
به جنس كلام
"شاملو" كه
مثل مرواريد
در كنار شعر
"حافظ"
گذاشته شده،
اظهارداشت :
"سعدی" و
"حافظ" در يك دوره
اند، اما
"حافظ" از
"سعدی" فراتر
می رود. همان
گونه كه
"شاملو" هوش
فوق العاده ای
دارد و از
"نيما" فراتر
می رود.
"شاملو" با نوشتن
شعر بی وزن از
مردم زمانش فراتر
رفت و راه
تازه ای را
رقم زد. البته
"هوشنگ
ايرانی" نيز
يك سطر شعر بی
وزن "شكوه
شكفتن بر تو
باد ای نيلوفر
آشنايی" را دارد،
اما او از همه
شاعران هم
دوره اش فراتر
می رود .
موحد افزود:
"شاملو" سهم
بسزايی در
فرهنگ و ادب
سرزمين ما دارد،
اگر نام او را
از پای شعر
هايش حذف كنی ,
شعرش شناسنامه
خودش را دارد.
البته برای
بسياری از
شاعران كه در
وزن آزاد شعر
می سرايند،
چنين اتفاقی
افتاده است.
اما اگر اسم
بسياری از
شاعران غزل
پرداز را از
پای شعرشان
حذف كنيم،
معلوم نيست كه
اين شعر را
كدام شاعر سده
های پيش سروده
است .
اين مدرس
دانشگاه خاطر
نشان كرد: يكبار
"جواد
حديدی"، مولف
كتاب "از سعدی
تا آراگون"
از من پرسيد
چرا معتقدی كه
پس از "حافظ"،
"شاملو"
بزرگترين
شاعر زبان
فارسی است، با
او نشستم و
تاريخ ادبيات
را باز كردم و
در يك بررسی
برای او ثابت
كردم كه
"شاملو"
بزرگترين
شاعر پس از
"حافظ" است.
حتی "ملك
الشعرای
بهار" كه
سرآمدترين شاعر
دوران خود
بوده، شعرش با
آنچه كه شاعران
امروز می
گويند، تفاوت
بسيار دارد .
موحد در پايان
سخنانش گفت:
زمان می گذرد
و بسياری از
كسانی كه تحمل
شنيدن اسم "شاملو"
را ندارند به
اندك چرخش روزگار
از ميان می
روند و
"شاملو" می
ماند و نسل ها
با او ارتباط
برقرار
خواهند كرد.
HOME