22 درصد جمعيت ورودى زندانهاى ايران را جوانان تشكيل مي‌دهند

كارشناسان معتقدند همزمان با افزايش متوسط سن ازدواج جوانان، سن جرايمى مانند فحشا، نزاعهاى خيابانى ، سرقت ، فرار از خانه، مزاحمت و ساير آسيبهاى اجتماعى مبتلا‌به و نيز تعداد و سابقه مجرمين كم سن و سال نيز افزايش مي‌يابد.

آنها بر اين باورند كه در ميان عوامل تاثيرگذار بر كاهش سن جرم، مشكلات روانى ناشى از عدم ارضاى نيازهاى عاطفي، هيجانى و جنسى به طور جدى مطرح مي‌شود و بر همين اساس توصيه مي‌كنند كه يكى از راههاى پيشگيرى از چنين مشكلاتي، فراهم شدن امكان ازدواج جوانان در سنين مناسب است.

به گزارش گروه اجتماعى خبرگزارى دانشجويان ايران آمارهاى مركز آمار ايران نشان مي‌دهد سن ازدواج براى مردان از 24 سال در سال 65 به 7/26 سال در سال 83 و براى زنان از 20 به 9/23 سال در اين مدت رسيده است.

نتايج پژوهشى تحت عنوان ,تحولات ازدواج و طلاق در ايران, نشان مي‌دهد كه در سال 1345 سن ازدواج مردان 5/26 بوده، اين ميزان سپس با كمى كاهش روبه‌رو شده و بيشترين كاهش را در سال 1365 يعنى دهه اول انقلاب داشته و پس از آن افزايش يافته است . اين افزايش حدود نيم سال است و سپس سن ازدواج مردان از 5/26 به 27 سال تغيير يافته است.

دكتر شهلا كاظمى پور، جامعه شناس در تحقيق خود در مورد سن ازدواج جوانان بيان مي‌كند: سن ازدواج زنان در سال 1345 ، 18 سال بوده و هم اكنون به 4/23 رسيده است.

او مي‌افزايد: در سال 1345 سن ازدواج براى زنان شهرى 19 سال و براى زنان روستايى تقريبا 17 سال بود و پس از آن با مقدارى افزايش روبه‌رو شد و سپس با يك توقف بعد از انقلاب اسلامي، كاهش يافت، ولى بايد دانست كه متغيرهاى جمعيتى در جايى توقف مي‌كند و از حدى بالاتر نمي‌رود؛ بنابراين سن ازدواج زنان در حدى متوقف مي‌شود.

نتايج تحقيق وى همچنين نشان مي‌دهد: تعداد زنان مجرد 34 ــ 15 سال، 4 ميليون و 348 هزار و تعداد مردان مجرد 39 ــ 20 سال، 2 ميليون و 361 هزار نفر است كه اين امر نشان مي‌دهد در حال حاضر ما با فزونى يك ميليون و 900 هزار دختر در معرض ازدواج در مقايسه با پسران روبه‌رو هستيم.

اين آمارها در حالى نشان از افزايش سن ازدواج مي‌دهد كه فرهنگ ما هنوز توانايى يافتن همسر مناسب و ازدواج موفق را مهمترين ملاك خوشبختى بخصوص براى دختران مي‌داند؛ بطورى كه حتى گاهى بيشتر فعاليت‌هاى زندگى دختران مثل تحصيلات بالاتر، موقعيت شغلى بهتر، ارتقاى پايگاه اجتماعى و اقتصادى معطوف به يافتن همسرى مناسب است كه البته معلوم نيست مردانى كه خود از چنين امتيازاتى برخوردارند تا چه حد علاقه‌مند به ازدواج كردن با دخترانى در سطح اجتماعى و حرفه‌اى خويش هستند.

از طرفى توقعات خانواده‌ها در رابطه با ازدواج فرزندانشان بالا رفته و نيز بسيارى از مردان كه طبق فرهنگ ما بايد پا پيش بگذراند و مخارج و هزينه‌هاى زندگى را تامين كنند،‌ از حيث تحصيلات، ميزان درآمد و موقعيت اجتماعى و شغلى در وضعيت مناسبى به سر نمي‌برند و حتى گاهى وضعيت آنها نسبت به دختران نامطلوب است.

بر اساس نتايج تحقيق ياد شده، آثار افزايش سن ازدواج مي‌تواند براى دختران و پسران متفاوت باشد، ولى آنچه در هر دو جنس مشترك خواهد بود، احساس ناكامى است.

به عقيده روانشناسان، اگر انگيزه‌هاى قوى به وسيله موانع غيرقابل عبور يا موانعى كه نمي‌توانيم بر آنها فائق آئيم، سد شوند، ناكامى به وجود مي‌آيد كه از بارزترين نتايج آن بروز رفتارهاى پرخاشگرانه است.

از سويى ديگر مردم از نظر روش مقابله با ناكامى با يكديگر متفاوتند و در شرايط ظاهرا مشابه، وقتى افراد دچار ناكامى مي‌شوند، بعضى تسليم شده، بعضى به كوشش خود ادامه مي‌دهند و بعضى ديگر زير فشار خرد مي‌شوند.

بر همين اساس روانشناسان تاكيد مي‌كنند كه ناكامى ناشى از وجود موانع متعدد بر سر راه ازدواج جوانان مي‌تواند شمارى از آنها را به سوى ارتكاب برخى جرايم بكشاند. اين تاكيد در حاليست كه آمارها نشان مي‌دهد 22 درصد جمعيت ورودى زندانهاى كشور را جوانان تشكيل مي‌دهد، بطوريكه سالانه 27 تا 33 هزار جوان در گروه سنى 19 تا 25 سال زندانى مي‌شوند .

موارد نزاع‌هاى دسته جمعي، فرار از خانه، اعتياد، خودكشى ، خانه‌هاى فساد و فحشا، پديده مردان خيابانى و .... همه بيانگر آن است كه اگر به فكر چاره‌انديشى نباشيم، آينده اين تعداد جوان، تيره و تار خواهد بود؛ از طرفى ازدواج به دليل آن كه در اغلب موارد به افزايش احساس امنيت، تامين نيازهاى جنسى و عاطفى جوان منجر مي‌شود و مي‌تواند احساس ناكامي، استرس و فشار روانى را در او كاهش دهد، به عنوان يك راه چاره نمايان مي‌شود. البته اين تاكيد روانشناسان و جامعه‌شناسان را نيز نبايد فراموش كرد كه وجود چنين آسيبهاى ناشى از افزايش سن ازدواج نبايد به هيچ وجه منجر به انتخاب راهكار ازدواج به هر شكل و با هر شرايطى باشد، زيرا در اين صورت ازدواج نه تنها راهگشا نخواهد بود، بلكه خود به جمع عوامل اثرگذار بر آسيبهاى ياد شده خواهد پيوست.

دكتر بيرشك، روانشناس در مورد علل افزايش سن ازدواج در كشور به ايسنا مي‌گويد: عوامل مختلف اقتصادي، جامعه شناسى و روانشناسى را مي‌توان در اين زمينه مطرح كرد. از جمله عوامل اقتصادى اين است كه جوانان احساس مي‌كنند امكان تامين هزينه‌هاى زندگى روزمره را ندارند و كسانى هم كه جذب بازار كار مي‌شوند، ممكن است درآمد لازم را نداشته باشند ؛ آنهايى هم كه تحصيل مي‌كنند ، اميد زيادى براى يافتن شغل مناسب ندارند.

وى درباره ابعاد مثبت و منفى افزايش سن ازدواج مي‌افزايد: تنها جنبه مثبت تحت اين شرايط مي‌تواند آن باشد كه افراد به بلوغ سنى و جسمى رسيده‌اند و در نتيجه در انتخاب همسر تنها تابع احساس نيستند، اما تبعات منفى آن اين است كه افرادى كه به ازدواج نياز و تمايل دارند، اگر نتوانند ازدواج كنند، سعى مي‌كنند با مشغوليات ، رفت و آمدها و معاشرت‌هاى مساله‌ساز خود را سرگرم كنند و به اين ترتيب ممكن است تصميم‌گيرى براى اين افراد مشكل‌تر شود، چون آنها فكر مي‌كنند كه قبلا معيارهايى براى ازدواج داشته‌اند و دكتر بيرشك با بيان اين كه بالا رفتن سن ازدواج تبعات متفاوتى براى دختران و پسران ايجاد مي‌كند، مي‌افزايد: در جامعه‌اى كه ما فكر مي‌كنيم مردها بايد در ازدواج جلو بيايند و تصميم بگيرند، دخترها شانس كمترى خواهند داشت؛ چون در سن بالا، پذيرفتن هر نوع همسرى براى آنها كار آسانى نخواهد بود؛ بخصوص كه الان دختران ما بيشتر وارد جامعه مي‌شوند و تجربه درس و دانشگاه را به دست آورده‌اند، در انتخاب همسر بيشتر دچار ترديد مي‌شوند و زمان بيشترى صرف مي‌كنند و اين مساله شانس ازدواج آنها را در آينده كاهش مي‌دهد.

او درباره تاثير بالا رفتن سن ازدواج در گرايش به جرم توضيح مي‌دهد: در ازدواج در كنار نياز جنسي، نيازهاى عاطفى مطرح است؛ يعنى هر كسى نياز دارد كه بداند كسى در زندگيش هست كه در كنار رفع نيازهاى طبيعى مي‌تواند با او همفكرى و مشاركت داشته باشد . پس اگر جوانان فرصت ازدواج را از دست بدهند جذب معاشرت‌هايى مي‌شوند كه خيلى از آنها مي‌تواند زمينه ساز مشكلات احساسى و عاطفى براى آنها باشد؛ چراكه وقتى پايبندى فردى كم شد، بيشتر جذب لذت‌هاى كوتاه مدت و آنى مي‌شود و در اين ميان امكان معاشرت‌ها و گردهمايي‌هايى براى او فراهم مي‌شود كه زمينه را براى مصرف مواد مخدر يا روابط نامناسب اجتماعى گسترش خواهد داد.

وى ادامه مي‌دهد: براى جوانانى كه امكان ازدواج فراهم نمي‌شود از يك طرف نياز و از طرف ديگر مشكلات و محدوديت‌ها وجود دارد؛ در نتيجه بر طبق احساسش جذب موقعيت‌هايى آنى و در دسترس مي‌شود.

دكتر بيرشك نقش دوستان را در جذب جوانان به كارهاى خلاف بسيار مهم مي‌داند و به ايسنا مي‌گويد: در سنين جوانى و نوجوانى دوستان نقش عمده‌اى ايفا مي‌كنند به طورى كه جوانان تحت تاثير دوستان و خواسته‌هايشان يا به خاطر احساس تعلق به يك گروه و نگرانى از طرد شدن توسط آنها حاضرند هر كارى بكنند.

وى نقش خانواده را نيز بسيار مهم ارزيابى مي‌كند و مي‌گويد: اگر اعضاى خانواده‌اى ارتباط خوبى با يكديگر داشته باشند مي‌توانند بسيارى از مسايلى را با فرزندانشان مطرح كنند. در نتيجه فرزندان هم با علاقه تشريك مساعى مي‌كنند و از نظرات خانواده بهره‌مند مي‌شوند اما اگر شاهد گسستگى در روابط خانوادگى باشيم، نقش دوستان و همسالان به جاى خانواده افزايش مي‌يابد و دوستان هم بيشتر تابع جنبه احساس هستند.

دكتر بيرشك در باره تفاوت آسيب‌پذيرى دختران و پسران توضيح مي‌دهد: دخترانى كه سن ازدواج آنها بالا مي‌رود، به خاطر داشتن گرايش‌ها، حساسيت‌ها و حسادت‌ها كه لازمه سن و كمى تجربه آنهاست ممكن است بيشتر فريب بخورند و بيشتر مستعد بروز رفتارها و واكنش‌هاى برانگيزنده و دور از منطق و تفكر صحيح هستند لذا رفتارهاى برانگيزنده ، پرخاشگرانه و درگيرانه مختلفى در آنها بروز مي‌كند و دختران خيلى راحت‌تر وعده‌هاى افرادى را كه آماده سوءاستفاده از آنها هستند مي‌پذيرند و جذب آنها مي‌شوند.

دكتر حسين فرجاد آسيب شناس نيز در مورد علل كاهش جرم معتقد است: مشكلات جوانان و نوجوانان زياد است، پس جرم از گروه سنى بالا به سمت گروه سنى پايين‌تر مي‌آيد و چون قدرت ريسك و مخاطره‌پذيرى آنها بيشتر است، متاهلين كمتر مرتكب جرم مي‌شوند. پس افرادى كه ازدواج نمي‌كنند، در زمينه انواع جرايم احتمال ارتكاب جرم آنها بيشتر است. در كشورى كه روز به روز بر تعداد جمعيت جوان آن افزوده مي‌شود، و راههاى حل مسايل پيش‌رو روز به روز پيچيده‌تر مي‌شود اگر اكنون كه مي‌توانيم اقدامى نكنيم ، معلوم نيست كه گره كور پيامدهاى ناشى از آن را در آينده چه كسى خواهد گشود.


16 فروردین 1385

HOME