نامه يك زندانى سياسى به مدير زندان اوين


نامه ای به آقای خامی زاده، رياست زندان اوين / بينا داراب زند

امروز حدود بيست ماه است که در اسارت جمهوری اسلامی بسر می برم. اکثر اين اسارت را در زندانهايی بسر برده ام که تحت رياست شما قرار داشته اند و در اين مدت تحت فشار روحی و روانی بسيار و سوء رفتارهای متناوبی قرار داشته ام و تا به امروز در مورد آنها سکوت اختيار کرده و تنها به طرح خواسته های زندانيان سياسی از جمله اجرای قانون تفکيک و طبقه بندی جرايم و آزادی تمام ايشان بسنده کرده ام. هرگز مطرح نکرده ام که از روز بازداشت مدت 60 روز در انفراديهای 209 گذرانده ام که صرف نگهداری در سلولهای انفرادی مصداق شکنجه روحی و روانی می باشد.

هنگاميکه در اندرزگاه 7 بند يک زندان اوين در کمتر از سه ماه دو بار مورد حمله ناجوانمردانه ارازل که غير قانونی در کنار زندانيان سياسی جاسازی شده بودند قرار گرفتم، علی رغم حمايتهای بسياری که دوستان و فعالين حقوق بشری بعمل آوردند سکوت اختيار کردم. هنگاميکه مرا بصورت غير قانونی به زندان رجايی شهر تبعيد کردند و به دستور معاون شما آقای علی محمدی بصورت غير قانونی به بند قاتلين منتقل کردند و شش ماه در کنار جانيان خطرناک و مبتلا به انواع اعتيادها و بيماری های خطرناکی چون ايدز و هپاتيت و سل گذراندم هيچ نگفتم.

سپس به دستور شما به بند 6 رجايی شهر رفتم و آنجا هم مورد سوءقصد دوباره قرار گرفتم و شکايتی نکردم.

آنگاه که جانشين شما آقای حاج کاظمي، ما را به فرعی 5 اندرزگاه 2 فرستادند تا بوسيله سی تا چهل زندانی تيزی بدست قرار گيريم، سخنی به اعتراض نگشودم. در طول اين دوران و چنين اتفاقات و برخوردها به خود گفتم "تعجبی ندارد, ما در دو قطب مخالف سياسی قرار داريم و اين نوع تهاجمات به زندانی دست بسته ای چو من از طبيعت چنين حکومتی برمی خيزد و به قول معروف "نيش عقرب نه از ره کين است، اقتضاء طبيعتش اين است".

اما در روز پنجشنبه 4/12/84، در روز ملاقات, همسر اينجانب در حين بازرسی مورد تفتيش بدنی بسيار تحقيرآميز قرار گرفت و در مقابل مسئولان اتاق ملاقات مورد توهين و اهانت مامور قرار گرفته. اين صحنه های موهن ديگر قراری برای من نگذاشته است و اينکه لب به اعتراض می گشايم و به شما می گويم که هرگز در طول سی سال مبارزات خود چنين مورد اهانت قرار نگرفته بودم. هرگز حتی دشمنان خود را مورد توهين و اهانت قرار ندادم که سزاوار چنين برخوردهايی باشم و از همه مهمتر هرگز خانواده های معصوم طرف مقابل را مورد تحقير و فشار روحی و روانی نبردم و همواره از نام بردن افراد "خاطی" خودداری کردم تا مبادا معصوميت زن و بچه ايشان را مخدوش کرده و خدايی ناکرده ايشان را در خطر اهانت دوستان و مردم قرار دهم. به همين علت است که هرگز به شما و مامورينتان اجازه نمی دهم که به اعضاء خانواده من توهين دگرباره روا داريد.

بدين وسيله به اطلاع شما می رسانم که اينجانب بينا داراب زند، فرزند اميرهوشنگ، ساکن سالن (1) بند 350 اوين در اعتراض به برخوردهای ناشايست و موهن مامورين شما در سالن ملاقات به همسر اينجانب؛ من بعد از هرگونه ملاقاتی خودداری خواهم کرد.

"شرمتان باد"

10/12/84
http://www.irandp.org

10 اسفند

HOME