امنیت
و استفاده
نادرست این
کلمه در بین
سران جمهوری
اسلامی
فعالان
حقوق بشر در
ایران
03.10.86
امنیت در
کلام علی
علی خطاب به
امیر بصره :
تو موظفی
ناامنی را از
جامعه ریشه کن
سازی و گره
وحشت را از دل
مردم بگشایی.
نهج
البلاغه/نامه18/ص282
علی :
مردم را
امیری
باید...که مؤمن
در سایه آن به کار
خود پردازد و
کافر از زندگی
خود بهره مند شود.
نهج
البلاغه/کلام40/ص44
امنیت در
اعلامیه
جهانی حقوق
بشر
ماده
سوم : هر كس حق
زندگي ، آزادي
و امنيت شخصي
دارد .
ماده
بيست و دوم : هر
كس به عنوان
عضو اجتماع حق
امنيت
اجتماعي دارد
و مجاز است
بوسيله ي مساعي
ملي و همكاري
بين المللي
حقوق اقتصادي
و اجتماعي و
فرهنگي خود را
كه لازمه ي
مقام و نمو
آزادانه ي
شخصيت اوست با
رعايت
تشكيلات و
منابع هر كشور
بدست آورد .
امنیت
چیزی است که
هر شخصی باید
احساس کند ، احساس
کند که خطری
او را تهدید
نمی کند. در
تمامی کشورها
امنیت یکی از
مهمترین و
شاید مهمترین
فاکتور اجتماعی
است؛ به همین
دلیل
نهادهایی در
جهت تأمین این
اصل مهم
هستند. در
ایران هم
امنیت_که
دارای نهادهای
مربوطۀ
بسیاری
است_امری است
که مردم به آن
اهمیت ویژه ای
می دهند. اما
این امنیت در نهادهای
امنیتی نه
تنها در ایران
بلکه در همه
کشورها باعث
سلب آزادی
هایی می شود
که نباید
بشود؛ گرچه
این امنیتی
کردن در
کشورهایی هم
که کباده
آزادی و
آزادیخواهی
می کشند موجب
نارضایتی
مردم به دلیل
زندگی در
مقابل دوربین
ها و میکروفن
ها شده است و
مردم اعتراض
خود را به
اجتماع پلیسی
خود نشان می
دهند ولی باید
بازگفت که این
موضوع در
ایران با آن کشورها
متفاوت است ،
چون برداشتی
که جمهوری اسلامی
از امنیت می
کند با
برداشتی که
مردم ایران و
مردم کشورهای
آزاد و حاکمان
آنها از امنیت
دارند بسیار
متفاوت است.
از
ابتدای سال تا
کنون چند حکم
با عنوان
"اقدام علیه
امنیت ملی"
صادر شده است؟
حال آنکه همه
می دانیم عنوان
این اتهام
کاملاً سیاسی
است و فقط
برای متهمین
پرونده های
سیاسی صادر می
شود. البته
جمهوری
اسلامی این
جرایم را
"امنیتی" می
خواند و ادعا
می کند در
ایران زندانی
سیاسی وجود
ندارد.
در
حالی جمهوری
اسلامی و
دستگاه قضایی
آن پخش یک
بیانیه یا
ایراد یک
سخنرانی یا حتی
وبلاگنویسی
را "اقدام
علیه امنیت
ملی" می خواند
که هر روز
قاتلان و
جانیان بدون
کمترین
مزاحمتی در
جامعه به
جنایات خود
ادامه می دهند.
و جالب
اینجاست که
وقتی تعداد
کمی از آنها را
برای تظاهر به
حساس بودن
نسبت به آنان
دستگیر می
کنند و به شکل
دیوانه واری
آنها را اعدام
می کنند و از
این راه خشونت
را در جامعه
زیاد می کنند،
اتهام هیچیک
از آنان را
اقدام علیه
امنیت مردم
نمی دانند. در
واقع نوشتن وبلاگ
و انتقاد از
از قیمت سگ
های محافظ
احمدی نژاد می
تواند به
امنیت ضرر
برساند ولی
آدم ربایی و
ارعاب مردم و
دزدی و قتل و
غارت خیر!
اما
چرا چنین است؟
صحبت از امنیت
است ولی امنیت
چه کسی؟ جواب
معادله
کاملاً روشن
است ، چون جمهوری
اسلامی و سران
ذوب شده در
ولایت فقیه آن
خود را از
مردم برتر می
دانند، صحبت
از امنیت آنان
است و هر چیزی
که بقای آنان
را به مخاطره
بیاندازد
اقدام علیه
امنیت است. در
واقع آن
وبلاگنویس یا
روزنامه نگار یا
دانشجو به جرم
اقدام علیه
امنیت جمهوری
اسلامی
دستگیر می شود
و آن قاتل به
جرم اقدام علیه
امنیت مردم
رها می شود.
و جالب
و شاید عجیب
این است که
امنیت اینان
را فقط صحبت
از گرانی و
نادانی
رئیس(؟)
جمهور(؟) ،
انتقاد به هزینۀ
بالای
نیروگاههای
هسته ای یا
بودن ابرو بالای
چشم آن مقام
معظم بهم نمی
زند ، بلکه
اگر موی یک
دختری دیده
شود ، کارگری
حقوق عقب افتادۀ
خود را بخواهد
، معلمی
بخواهد بعد از
پنج سال
رایگان کار
کردن بالاخره
به حقوق خود
برسد ، فردی
نسبت به فروش
دریای
مازندران به
روسها مقاله
بنویسد و در
مورد فروش
جزایر ایران
به عربها هشدار
بدهد،
اقدام علیه
امنیت آنان
است. به راستی
چرا آقایان
اینقدر حاشیه
امنیت را بر خود
تنگ کرده اند
که گوشه روسری
یک دختر کاخ فرمانروایی
آنان را به
لرزه در می
آورد؟ با آن
سپاه و نیروی
انتظامی و
وزارت
اطلاعات؟
به
همین دلیل است
که این روزها
قاتلی در
اصفهان بعد از
کشتن چهار
مأمور نیروی
انتظامی و یک توریست
شاید در حال
قدم زدن در
چهارباغ باشد
و آنوقت تمامی
قدرت و وقت
سرهنگ ها و
زیردستان
آنان در نیروی
انتظامی در
راه دستگیری
دختران
بدحجاب و
گرفتن جوانان
موتورسیکلت
سوار (تنها به
جرم اینکه
توان مالی
خرید ماشین را
ندارند) مصرف
می شود.
جمهوری
اسلامی دم از
امنیت مردم می
زند در حالی
که در خیابان
آمادگاه ، در
نزدیکی آگاهی
و بازداشتگاه
سیدعلیخان ،
یکی از مخوف
ترین مراکز
پلیسی ایران ،
با آنهمه
مأموری که در
چهارباغ و آن
اطراف پرسه می
زنند ، یکی از
مأموران
نیروی
انتظامی به
ضرب گلوله
کشته می شود و
نیروی
انتظامی به
دلیل اینکه
مشغول
دستگیری زنان
و پوشاندن
چهره عروسک ها است که
چرا حجاب را
رعایت نمی کنند
، هیچ کاری از
دستش برنمی
آید و مردم
اصفهان این
روزها با ترس
و وحشت از
خانه بیرون می
آیند.
مردم
جرأت نمی کنند
از ساعت 8 شب به
بعد در خیابان
بمانند ،
آنوقت
دادگاههای
انقلاب مملو
از دانشجویانی
است که اقدام
علیه امنیت
ملی کرده اند!
مردم در مقابل
موج تهدیدهای
مالی و جانی
قرار دارند و
هیچ نهادی
آنها را یاری
نمی کند. این
نبود امنیت
ضربه های
سنگینی را هم
به اقتصاد
وارد کرده و
گواهی این
صحبت من نرخ
بالای تورم و
میزان سرمایه
گذاری داخلی و
خارجی در عرصه
تولید است.
حتی بسیاری از
سرمایه داران
ایرانی مبالغ
خود را در کشورهای
حاشیۀ خلیج
فارس سرمایه
گذاری می کنند
و ریسک سرمایه
گذاری در
ایران را نمی
پذیرند. به
دلیل جدایی
ناپذیری
ارکان و
فاکتورهای اجتماعی
و به دلیل
پیوندی که بین
امنیت و
اجتماع است،
علاوه بر
اقتصاد این
احساس بی
امنیتی روز به
روز برای
زندگی مردم در
همه زمینه ها
دردسرسازتر
می شود.
و به
راستی هنگامی
که هیچ یک از
تعاریف ما درست
نباشد این
اوضاع قابل
پیش بینی است
، تعریف از
امنیت ، تعریف
از اینکه
تهدید چیست ،
تعریف از پلیس
، قوه قضائیه
، مجلس و . . . و
تعریف ما از موضوع
بسیار مهم
آموزش در
جامعه. وقتی
در مدارس نیمی
از وقت دانش
آموزان هفت تا
دوازده سال به
اینکه دوزخ
کجاست و درجه
حرارت جهنم
چند است می
گذرد، وقتی به
جای آموزش
شهروندی در
مدارس نحوۀ
کفن و دفن
آموزش داده می
شود ، کافی
است این فرد
از خانواده
خوبی هم
برخوردار
نباشد تا بتواند
تهدیدی برای
جامعه خود
باشد.
ما باید
برای اینکه
مشکل امنیت
مردم را حل
کنیم به فکر
امنیت مردم
باشیم ، نه
امنیت خود و
در نهایت باید
تعاریفمان را
نسبت به همه
موارد از جمله
امنیت درست
کنیم.