نامه
سرگشاده به
پرزيدنت فيدل
کاسترو و
پرزيدنت هوگو
چاوز
بر
پايمردی و
شجاعت مردم
شما درود می
فرستيم که
برای فتح
آزادی ،
دموکراسی
وحاکميت بر
سرنوشت خود،
در مقابل
سهمگين تري
نيروی دوران
ما و آزمنديها
و توطئه های
اليگارشی های
مالی که بر
دنيا مسلطند و
همه جا بذر
گرسنگی، وحشت
و مرگ می
پاشند،
ايستادگی می کنند.
در
نبردی که
درگير شده
است، مردم ما
مشکلات و
پيروزيهايتان
را از آن خود
می دانند. در
همين راه بود
که در سال 1357 برخاستند
و رژيم خونريز
شاه را که حلقه
بگوش امپرياليستها
بود، سرنگون
کردند.
اين
مبارزات
ادامه دارد و
امروز هدفش
جايگزينی
جمهوری
اسلامی ايران است که تبهکاريهايش
بر کسی پوشيده
نيست. جمهوری
اسلامی ايران اميد ما
به دموکراسی
را در بند
کشيد و آنرا
با يک
ديکتاتوری
مذهبی فاشيست
و فاسد
جايگزين کرد
که بر خلاف
اختلافات ظاهريش
با
امپرياليسم
آمريکائی،
همه جا (در
بوسنی، افغانستان
و عراق) به کمکش
می شتابد و
دقيقاُ از
همان سرمشق
های
ليبراليسم
اقتصادی او پيروی
کرده و هرگونه
مقاومت را نيز
وحشيانه
سرکوب می کند.
ليبراليسمی
که توده های
وسيع زحمتکشان
را به حاشية
جامعه رانده
است. ايران
امروز در
دوران سياهی
گرفتار است که
می توان آن را
با سالهای
سلطة پينوشه
در شيلی قياس
نمود.
يک
نمونه ذکر می
کنيم : با
اعتصابيون
شرکت واحد در
ژانوية
2006 چگونه
رفتار کردند؟ رژيم،
نيروهای ويژه
را اعزام کرد
تا اعتصاب را
سرکوب کنند! آنها 1500
اعتصاب کننده
را دستگير
کرده و شبانه به
خانه هايشان
حمله بردند.
زن و بچه ها را
کتک زدند، به
گروگان
گرفتند واثاثيه
و درب وپنجرة
خانه ها را
شکستند تا بر
جو ترور و
خفقان
بيافزايند
وآنها را که
حق خودشانرا
طلب می کردند
به سکوت
وادارند. بدين
ترتيب با اشکال
جديدی از رفتارهای
فاشيستی آشنا
شديم.
ملاها
بر ايران
بلاکشيدة ما
به زور
سرنيزه، پليس
مخفی، بسيج و
پاسدار حکومت
می کنند. يک
دستگاه قضايي
دارند که از
دادگستری فقط
نامش را دارد
و کارش اينست
که
دگرانديشان
را به سنگسار،
قطع عضو،
شلاق، شکنجه و
زندان محکوم کند.
از اين طريق
است که قوانين
وحشيانة
تبعيض جنسی را
بر زنان تحميل
کرده،
آزاديهای
انديشه و بيان
و عقيدة سياسی
و مذهبی را
سرکوب می
کنند. برای مردم
زحمتکش ايران
تنها اين باقی
مانده است که
دهان ببندند و
شب و روز کار
کنند تا نه
تنها ماليات
وعوارض کمر
شکن بپردازند بلکه
تأمين کنندة
سودهای کلان
برای سرمايه های
شرکت های
دولتی وخصوصی
ای باشند که
منافع آنها به
جيب های گشاد
رهبران جمهوری
اسلامی
ونزديکانشان
می ريزد. از
بقية در آمد
ناچيز
کارگران،
تازه بخشی نيز
صرف پرداخت
خمس و زکات و
پر کردن صندوق
های مؤسسات
مذهبی ميشود ؛
آنچه که باقی
ميماند، فقر و
سيه روزی است
که بايد به
نام اسلام پذيرا
باشند.
بدين
ترتيب در اين
کشور
ثروتمند، فقط
بخش ناچيزی از
درآمدها به
اکثريت عظيم
مردم اختصاص می
يابد. حاصل
اين اوضاع فقر
روزافزون
کارگران
وزحمتکشان
است. بيکاری
آشکار و پنهان
بيداد می کند و
مطابق
آمارخود
رژيم، بيش از 60
درصد مردم زير
خط فقر زندگی
می کنند. بنا
به آمار خود
رژيم، فقط در
تهران صد ها
هزار زن آواره
و مرد کارتون
خواب وجود
دارد. تعداد
کودکان
خيابانی به ده
ها هزار نفر
می رسد. بازهم
در تهران؛ دو
ميليون نفر در
حلبی آبادها
زندگی ميکنند.
فحشا، اعتياد
(5/5 ميليون
معتاد رسمی)،
راهزنی و انواع
رشاء و ارتشاء
وسيعا رايج
است که همگی
نتيجة ناگزير
نهايت فقری
است که بر
کشور
حکمفرماست. در
اين اوضاع
استيصال
عمومی،
رژيم حاکم،
به بودجة سال
آينده برای
تبليغات
اسلامی 250 در صد ميافزايد.
در مقابل، هيچ
برنامه ای
برای مبارزه
با بيکاری يا
ازبين بردم
تورم (20 در صد پيش
بينی شده برای
امسال) يا
مبارزه عليه
قاچاق کالا
(که توسط
نزديکان رژيم
انجام ميگيرد)
وجود ندارد.
قاچاق هرساله
40% بازار داخلی
را به خود
اختصاص داده و
مؤسسات
توليدی داخلی
را به
ورشکستگی
ميکشاند و موجب
بيکاری
کارگران
بيشتری ميشود.
نا
رضايی به حدی
است که
انتخابات
گذشته توسط
بيش از 20 ميليون
نفر از رأی
دهندگان تحريم
شد و جو جامعه
بيش از بيش
متشنج است.
کوشش
های شما را درک می
کنيم که در
جستجوی متحدی
هستيد تا در
مقابل
فشارهای
اليگارشيهای
مالی سرمايه
داری جهانی
شده، که از
حمايت قدرت
نظامی آمريکا
نيز بهره مند است،
قادر به مقاومت
باشيد. در اين
نبرد، بهترين
و واقعی ترين
متحدين شما مردم
قهرمان ايران
( ونه آنها که
قدرت دولتی را
غصب کرده
اند)، هستند.
حق ايران در
داشتن صنايع
هسته ای برای
مصارف صلح
آميز غير قابل
انکار است.
ولی فراموش
نکنيم که در ايران،
عليه اين رژيم
مذهبی، که بر
مردم
ظلم می کند،
نبردی در گير
است و هرگونه
رابطة سياسی
يا اقتصادی با
اين کشور تنها
زمانی درست و
جايز است که
به اين مبارزه
برای استقرار
دموکراسی ياری
برساند.
سردمداران
رژيم اسلامی
چندان ثروتهای
عظيمی
اندوخته اند
که رؤيای
امروزشان
پيوستن به
سازمان جهانی تجارت
است تا امکان
سرمايه
گذاريهای
بيشتری بدست
آورند. بخش
ديگری از آنها
که از قبل جنگ
ايران- عراق
ثروتمند شده اند،
جنگ ديگری
ميخواهند تا
از اين طريق
بيشتر ثروتمند
شوند و می
کوشند احمدی
نژاد را در
اين جهت
برانند. او
نيز، همراه با
تمامی آن
کسانی که او
را برای دست يافتن
به قدرت از
راه يک
انتخابات
مخدوش ياری کردند،
از همة وسايل،
منجمله
تبليغات در
اطراف پروندة
هسته ای، استفاده
ميکند تا مردم
را بفريبد
واذهانشان را
از مسائل اصلی
جامعه منحرف سازد.
در ضمن سعی
دارد همة
فاشيستها و ضد
يهود های جهان
را نيز با خود
متحد کند! گذشته
از ضد انسانی
بودن، اين
سياست می
تواند مردم را
بسوی يک سرکشتستگی
و يا فاجعه ای
ديگر بکشاند!
جای ما که
دنيای بهتری
آرزو می کنيم
در کنار آنها
نيست. ما جنگ
نمی خواهيم که
جان و مال
مردم مارا به
خطر بياندازد،
کشور ما را
تخريب کرده و
آنرا به اشغال
نيروهای
جنايتکار و
آزمند خارجی
در آورد. بر عکس،
احمدی نژاد و
همراهانش مستقيما
از جهنم سر می رسند
و تجسم واقعی
توحش و بربريت
اند. آنها هيچ
احترامی برای
جان و مال
مردم ندارند.
شکنجه گران
کهنه کاری
هستند که در
شکنجه گری،
اعدام های دستجمعی،
سانسور و جوخه
های مرگ تخصص
دارند! در زمرة
مسئولين و
سازمان
دهندگان
کشتارهای
جمعی
زندانيان
سياسی قرار
دارند که
فجايع آنها در
سالهای 1360 (بيش
از ده ها هزار
نفر) و
تابستان 1367 ( بيش از 5000
نفر) و همچنين
قتلهای
زنجيره ای دگر
انديشان در
پائيز 1377 ( بيش از
100 قتل) فراموش
نشدنی است.
آنها و مسئولين
مافوقشان،
(خامنه ای،
رفسنجانی،
مصباح يزدی و ساير
سراان اين
رژيم)
جنايتکاران
عليه بشريت
اند و تحت
همين عنوان
بايد محاکمه
شوند. در
عملکرد و در
تفکر خود،
آنها متحدين
امپرياليسم
اند. دشمنان
دشمنان ما
ضرورتا دوست
ما نيستند!
زمانی ميرسد
که در خيانت
به ما ذره ای
درنگ نخواهند
داشت (نقش
آنها را در غائلة
کنتراسها « CONTRAS » و ضد
انقلاب در
نيکاراگوئه،
بخاطر
بياوريد).
پرزيدنت
چاوز اگر به
ايران برود،
ما از او
تقاضا داريم
ملاقاتی با
زندانيان
سياسی و
محکومين به
اعدام داشته
باشد و مشاهده
کند چرا گرفتار
شدند و در چه
شرايطی زندانی
هستند.
بايد از جمهوری
اسلامی پرسيد
چرا زهرا
کاظمی و
بسياری روزنامه
نگاران ديگر (
نا پديد شده) را به قتل
رسانده و ده
ها نشرية غير
دولتی را
توقيف کرده است
؟!
مردم
زحمتکش ايران
دنيای بهتری
ميخواهند ؛
دنيائی بدون يوغ
امپرياليسم و
فاشيسم ؛ عاری
از جنگ و نفرت وتفتيش
عقايد ؛ عاری
از دادگاههای
ويژه، شکنجه و
جوخه های مرگ
؛ بدور از فقر
و بيکاری و
قدر قدرتی
سرمايه و پول
؛ عاری از
سلاح اتمی،
ناپالم و مين
ضد نفر، سلاح
های شيميائی و
ضد گياه .. مردم
ما خواهان
دوستی بين
ملتها هستند ؛
خواهان آزادی
عقيده، جدائی
دين از دولت،
، برابری زن و
مرد و عدالت
اجتماعی
هستند و
حاکميت اکثرٌيت
زحمتکش را
ميخواهند.
مردم
ميخواهند که
مسابقة
ديوانه وار
تسليحاتی پايان
بپذيرد و همة
جنگ ها و ارتش
ها ملغی شوند!
مردم ايران
ميخواهند که
در آمد های
نفت و ديگر
ثروتهای کشور
ما در راه خوشبختی
توده های رنج
و کار مصرف شوند.
آقايان
رؤسای جمهور،
شما از اعتباری
بين المللی بر
خوردار هستيد
و کمترين
خطاهای شما
قادر به ايجاد
توهمات مخربی
خواهند بود که
مردم ما را می
فريبند و آنها
را به شکست و
دلسردی می
کشانند. ما
منتظر تو
ضيحات شما
هستيم. آيا
فقط از يک حق
غير قابل
انکار دفاع می
کنيد که توسط
اتحاد زور گو
و جنگ طلب بين
المللی
امپرياليستها
به مخاطره
افتاده است يا
حامی تمامی
سياستها و
اعمال ضد
دموکراتيک و جنايتکارانة
رهبران
جمهوری
اسلامی نيز
هستيد؟
هنگامی
که کشور های
اروپائی، نزديکی
روابطشان با
جمهوری
اسلامی را آغاز
کردند، نمی
توانستند ما
را فريب
بدهند. ما
دقيقا
ميدانستيم
آنها چه اهدافی
را دنبال می
کنند : نفت و
منافع عظيم
اقتصادی! البته
منافع مردم
زحمتکش ما در
اين ميان به
حساب نمی آمد.
ادعا ميکردند
که سياستشان
"گفتگوی
انتقادی" است
که به تغيير
ماهيت دولت
اسلامی خواهد
انجاميد! امروز،
بعد از دو دهه "گفتگو"،
در کجای کار
قرار داريم؟
در زمينة حقوق
بشر و بهبود
زندگی مردم،
شکست اين
سياست کاملا روشن
است. در عوض، سود
های ميليارد
دلاری در
صندوقهای
شرکت ها و
خزانه های
دولتهای
اروپائی
انباشته و فقر
و بدبختی مردم
ايران افزون
تر شده است.
مبارزه
عليه
امپرياليسم
از مبارزه برای
دموکراسی جدا
نيست. مردم ما،
مردم شما و
مردم
آزاديخواه
سراسر جهان،
در نبردی
مشترک عليه
دشمنان مشترک
درگير هستند.
اين دشمنان
عبارتند از
امپرياليستها
و همة دولتهای
مرتجع و
خونريز از نوع
جمهوری
اسلامی! برايشان
آرزوی پيروزی
داريم.
همچنين
آرزو داريم که
منافع مردم آزادی
خواه را
فراموش نکنيد.
بهر صورت ما
در حد توان
خود به مردم
ايران توضيح
خواهيم داد که
نه تنها بايد
زير بار
زورگوئی های
اليگارشی های
سرمايه داری جهانی
شده نرويم و
عليه
دخالتهای
نظامی خارجی مبارزه
کنيم بلکه اين
حکومت بومی
مذهبی فاشيست
و فاسد نيز
دشمنی است که
بايد به زير
بکشيم تا
بتوانيم
دنيای بهتری
بنا کنيم.
ايرانيان
جمهوری خواه،
دموکرات و
لائيک – پاريس