نقدی بر طرح درمان با متادون در زندانهای ایران 22.12.86 فعالان حقوق بشر در ایران متادون از سالهای آغازین جنگ جهانی دوم توسط شیمیستهای نازی ابداع شد و به عنوان دارویی ضدخستگی و افزایش دهنده قوای جسمانی ابتدا به سربازان درگیر در جبهه های جنگ و سپس به ساکنان شهرهایی که زیر بمباران مداوم هواپیماهای متفقین قرارداشتند ارائه میشد . همانگونه که ریماند نویسنده آلمانی که در زمان جنگ در جبهه ها حضور داشت در خاطرات خود خطاب به خانواده اشاره میکند که در غذایش همواره مقدار بیشتر پروتئین (نام عوامانه متادون در آلمان آن زمان بوده ) وجود دارد. متادون بعدها به عنوان یک دارو جهت مداوای معتادان به هروئین و مشتقات آن تجویز شده و میشود . معمولاً یک دوره درمانی مشخص و محدود را دارد که بسته به شرایط شخص معتاد از نظر سن ، مقدار مصرف ، طول سابقه مصرف مواد و ... از دو هفته تا شش ماه به طول می انجامد . در زندانهای ایران ارائه متادون از سال 84 آغاز شده و در ابتدا قرصهای یک میلی گرمی به معتادان زندانی داده میشد پس از حدود 5 ماه به دلایل کاملاً نامشخص تحویل قرصهای فوق الذکر متوقف شده و در عوض متادون مایع که ساخت کارخانجات داخلی میباشد در زندان توزیع میگردد . حال اینکه شربت متادون تحت چه شرایطی و با کدام فرمول تولید میشود و آیا تمام مراحل تولید یک دارو که در دنیای امروز اعمال میشود در تولید شربت متادون نیز منظور شده از جمله آزمایشات داوطلبانه انسانی و بررسی جوانب جانبی و بالینی آن و یا آیا هیچگونه مجوزی از سوی مراکز علمی ، بهداشتی و درمانی جهت ادامه و ارائه این دارو بیش از شش ماه از مراجع رسمی زیر نظر سازمان بهداشت جهانی و کمیسیون مبارزه با مواد مخدر وجود دارد؟ اشکالاتی است وارد بر طرح متادون در زندان که با توجه به شرایط راقم این سطور پاسخگویی آن به عهده کسان دیگر میباشد . اما مسئله ای که مرا به نوشتن این مطالب ترغیب کرد این بود که در زمان زندانی بودن، مدتی تفکیک زندانیانی که متادون مصرف میکنند از سایر زندانیان ، وقفه ای کوتاه در مصرف متادون ایجاد کرد ، ترک متادون چنان فشارهای جسمی و روحی و روانی بر آنان وارد آورد که گاهاً زندانیان خودزنی کرده و معمولاً متولیان زندان نیز ناچار به دوباره سهمیه روزانه دادن آنان شدند . آثار و عوارض وابستگی ناشی از ترک متادون به حدی بود که این سئوال را به ذهن می آورد . آیا درمان به متادون جای خود را به اعتیاد متادون نداده است ؟ آنچه در پی می آید سئوالاتی است که در ذهن من بعنوان یک زندانی که با مصرف کنندگان متادون به اجبار زندگی مینمودم و از درد کشیدن آنها رنج میبردم پیش می آمد . هر روز صبح با صدای آژیر قرمز از خواب بیدار میشدم که مرا به یاد زمان بمباران شهرها می انداخت با این تفاوت که این آزیر علامت متادون بود نه بمبارانهای زمان جنگ تحمیلی و جنگ جهانی دوم ، بعد از آن آژیر نیز صف طویل زندانیان خمار لیوان بدست که در برابر پزشک می ایستند و بعد از خوردن متادون نئشگی و بالا و پائین پریدنها آغاز میشد . آنچه مسلم است با وجود این شرایط یک زندانی معتاد که درجات خفیف اعتیاد را از بیرون با خود به درون زندان آورده پس از 3 سال مستمر خوردن شربت متادون موفق به ترک درمان اعتیاد خود نگشته است !! فقط اعتیاد خود را از ماده ای به ماده دیگر تبدیل نموده است . گمان قریب به یقین این است که تعدادی زیادی از زندانیان ناآگاه (فقط 630 نفر در زندانهای اوین و رجایی شهر) حکم موجوداتی آزمایشگاهی را دارند که یک داروی ترک اعتیاد را دریافت نموده و هر دو یا سه ماه ناچار به افزایش دوز مصرفی خود میباشند که مسئولان زندان نیز با سخاوتمندی عجیبی با افزایش متادون موافقت میکنند . عوارض جانبی و بالینی مصرف متادون برای یک ناظر سالم و آگاه کاملاً مشهود میباشد ، مثلاً در مصرف کننده ای که دو سال پیش با 7 سی سی از داروی مذکور شروع کرده و اکنون 19 سی سی جیره روزانه دارد ؟! علائم زیر دیده میشود : خشکی دهان ، افسردگی ، خمودگی ، بوی بد دهان ، شکایت از دردهای مفصلی و گوارشی ، پرخاشگری ، یبوست مزمن ، پراکنده گویی ، عدم تمرکز ذهنی و منطقی ، عدم انسجام و فقدان پشتکار حتی در انجام امور ضروری و روزمره . با این حساب مشخص نیست قربانیان ناآگاه طرح فوق تا چه زمان ارگانیزم داخلی بدنشان قادر به متابولیزه کردن داروی فوق الذکر بوده و مصرف هر روزه آن را تحمل مینمایند . آیا عاقبت مشخصی برای طرح متادون در زندانهای ایران وجود دارد ؟ و آیا پس از 3 سال اجرای مستمر آن هیچگونه دورنمایی از موفقیت این طرح در ترک اعتیاد یک زندانی وجود دارد ؟ امید است در سایه دیده بانی صحیح افکار عمومی ، متولیان سیستم قضائی و زندانبانی استفاده ابزاری از زندانیان به عنوان موجوداتی آزمایشگاهی را تصحیح و بازگشت به اصول و چارچوبهای انسانی را سرلوحه خویش قرار دهند. کیوان رفیعی دبیر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
|